نقشه‌سايت خبرنامه عضويت تماس با ما درباره ما
 
سَلَامٌ عَلَى إِلْ يَاسِينَ
سلام بر آل ياسين
 
صفحه‌اصلي نشريه كتابخانه باشگاه محققان
  

تعداد بازديد : 77901
كاربران آنلاين : 14




  
پيشنهاد به دوستان نظر شما چاپ

« بسم‌الله و نه جز الله »

تعداد بازديد: 331

« بسم‌الله و نه جز الله »

   س - در يكي از سخنانتان فرموده بوديد كه اگر تا آخر زمان دربارة بسم الله سخن بگوئيم، باز هم به انتهاي معني آن نخواهيم رسيد. ممكن است به معني بسم الله اشاره‌اي بفرمائيد؟

   ج - معاني، بسيار و در عين حال يكي است.

   س - لطفاً ساده‌تر بفرمائيد.

   ج - پاسخت را گفتم اما نشنيدي. او بسيار و بيشمار است. ليكن يكي است. بسم الله اشاره به‌اين دارد كه همه چيز را به نام او، براي او، در جهت او و به عشق او انجام بده. به نام الله حركت و زندگي كن نه به نام خودت، همسر و فرزندت، پول و اموال، شهرت و تظاهر، نه به نام مردم، بلكه به نام الله. نه به نام ترس يا پاداش، بلكه به نام الله. نه به نام اين و نه به نام آن بلكه به نام او. به اسم الله... اين تنها يك اشارة بسم الله است.

   س - چرا در ابتداي سورههاي قراني بسم «الله» آمده و مثلاً رب، حق و نور نيامده؟

   ج - اين از اسرار خداوند است... اما «الله» ويژگي هایي دارد كه شايد ساير اسامي داراي آن نباشند. مثلاً، هر اسمي از اسماء الهي داراي معني تقريباً معيّني است. مهربان، بخشنده، نزديك، روزي دهنده و مانند اين. اما معني الله بر انسان پوشيده است. به عبارتي در لفظ «الله» وجودي ناشناختني، تصور نشدني، وجودي در وراي هر فكر و تصوير و بر فراز هر وصف و تفسير، پنهان است.

   بنابراين، وقتي مي گويي بسم الله از يك نظر به‌اين معناست كه مي گویي به نام كسي كه او را نمي شناسم و نمي توانم بشناسم زيرا ناشناختني و درك ناشدني است. مي گويي به نام كسي كه هيچ فكر و برداشتي در بارة او حقيقت ندارد و او برتر از هر انديشه‌اي است. به نام او كه فارغ از هر صفتي است (...) به‌اين ترتيب با گفتن بسم الله در واقع به اصل توحيد، آن هم توحيد ناب و حقيقي اشاره مي كني. يعني در كلمة اول كلمة آخر را نيز گفته‌اي، به شرط آنكه واقعاً بگویي. با گفتن كامل و درست بسم الله گام اول را بر مي داري در حالي كه گام آخر را نيز برداشته‌اي...

با گفتن واقعي بسم الله مي بايست ذهن و باطن انسان ساكت و خاموش شود. زيرا تو به وجودي كه ناشناختني و كاملاً مجهول است اشاره مي كني پس ديگر نبايد واژه، تصور، فكر و برداشتي در ذهن تو باشد. چون متوجه شده‌اي كه هر انديشه‌اي در بارة او وهم است. بنابراين درون تو ساكت مي‌شود. اين خاموشي و سكوت دروني، شرايط مناسبي است تا روح الهي القاء كند معاني را، و محيط مساعدي است تا نور الهي جريان يابد. تو از سخن گفتن با خودت دست مي كشي، پس نجواي قلبت را مي شنوي و به‌اين ترتيب راه فهم معاني ساير آياتي كه بعد از آن مي آيد گشوده خواهد شد.

اين تنها يك جنبه است...

 


  دانلود        
  موارد مرتبط