اعمال خارق العاده وانسان معاصر Extra Ordinary Acts
تعداد بازديد: 157
چندي است از دور و نزديك اخبار حيرتانگيزي راجع به وقوع اعمال خارقالعاده ميشنويم. خلق اشيا و ناپديد كردن آنها، خبر گرفتن از غيب، شفاي بيماري، غلبه بر نيروهاي طبيعت، همزمان در دو مكان بودن و...
اخبار مربوط به اعمال خارقالعاده نه تنها نظر و توجه عموم مردم را به خود جلب كرده است، بلكه محققان و دانشمندان بسياري در جهت اثبات و توجيه و تفسير آنها بهكار تحقيق و بررسي پرداختهاند و از طريق انجام آزمايشهاي بسيار موجب گسترش اينگونه پديدهها شدهاند. همچنين چندين دهه است كه دانش متعارف اين مبحث را از زواياي گوناگون وقوع پديدهها، مورد بررسي و مد نظر قرار داده است. امروزه با اطمينان ميتوان گفت كه دانش متعارف، وجود توانمنديهاي فوقالعاده در انسان را تأييد ميكند و بروز چنين پديدههايي از طرف انسان به اثبات رسيده است. اكنون دانشمندان در پي فرمولبنديها و توجيه و تفسير نحوه عملكرد آنها ميباشند.
ثبت تغييرات ميدان مغناطيسي بدن و جريان الكتريكي مغز به هنگام انجام اعمال خارقالعاده(1)، عكسبرداري از فوران انرژي به هنگام شفا، كشف جايگاه فيزيكي انجام پديدههاي فوق طبيعي در مغز انسان، تفاسير فيزيكدانان از پديدهها بر مبناي تئوريهاي فيزيك نو از جمله دستاوردهاي منتج از تلاشهاي دانشمندان بوده است.(2)
حال كه وجود توانمنديهاي فوقالعاده در انسان به اثبات رسيده سوالاتي مطرح ميشوند كه اين اخبار حاوي چه پيامي براي انسان هستند؟ چرا همه انسانها قادر به انجام اينگونه اعمال نيستند؟ چرا تنها عدهاي موفق به استفاده از نيروهاي بالقوه روحي خود ميگردند؟
محققان اينطور پاسخ دادهاند، ذهن و سطح آگاهي انسان تعيينكننده برخورداري از توانائيها و محدوديتهاي او ميباشند.
ذهن (روان) آدمي پديدهاي اسرارآميز است و بسان ماشيني بسيار قدرتمند، تاثيري كامل بر جسم، بروز توانائيها و بيماريها و حتي بر كيفيت زندگي انسان دارد و شكلدهنده موفقيتها و شكستهايش ميباشد. اين موضوع قرنهاست كه هم دانشمندان و هم فيلسوفان را متحير ساخته است.
هر نظريهاي كه در زمينه هوشياري و آگاهي مطرح ميشود به نوعي تحت تاثير فلسفهاي قرار دارد كه متداول و غالب است. در دانش ماديگرايانه معاصر كه بر غرب حكومت ميكند، شعور و آگاهي تنها به عنوان آثار و نشانههايي از مغز، تلقي و تصور ميشود. اما فلسفه شرق مسئله را از زاويه كاملاً متفاوتي مد نظر قرار داده و تمام اين آثار و شواهد را مربوط به حقايق روحي و بازتابهايي از قدرت روحي ميانگارد. از اين ديدگاه ذهن انسان پديدهاي منفرد و شخصي نيست بلكه يك وجود جهاني است.
كل هستي و كيهان حاوي شعور و آگاهي است كه بهنام ذهن كيهاني شناخته ميشود. ذهن كيهاني داراي سطوح مختلفي است. ذهن(روان) انسان، اين اقيانوس عظيم آگاهي و انرژي نيز داراي هفت سطح كلي است كه با سطوح ذهن كيهاني مطابقت دارد. هر سطحي از آگاهي داراي ساختار معيني است. سطوح پائينتر آگاهي، متراكمتر و با جهان فيزيكي در ارتباط است و سطوح بالاتر، ساختاري لطيفتر دارد و به سطوح متعاليتر و برتر آگاهي مربوط ميگردد.
آنچه كه مسلم است آگاهي عموم مردم در سطوح پائينتر مستقر است. اين استقرار به دليل انتخاب خود انسان بوجود آمده و بر اساس تمركز بيش از حد او بر زندگي مادي و بيتوجهي به زندگي باطني است. اين نحوه زندگي ارتباط بين فرد و سطوح برتر آگاهي را قطع كرده و جدائي بهوجود آورده و خود موجب ايجاد حجابها و موانع بسياري بر سر راه ارتباط با شعور برتر شده است. در نتيجه تغذيه از آگاهي برتر ميسر نميباشد.
در اين سطح از آگاهي، هستي فرد منحصر به جسم و توانائيهاي محدود آن ميشود. آگاهي او در سطح كلام اينطور است: «من جسم هستم. من ذهن دارم». «من روح دارم». «اين درخت است». «اين آسمان است». در اين سطح از آگاهي، فرد خود را هم هويت با جسم خود ميشناسد و روح و ذهن خود را از متعلقات جسم خود ميداند.
اين در صورتي است كه ذهن فرد مستقر در سطوح برتر آگاهي از شعور عالي هستي تغذيه ميكند. او به وحدت قائل است و بين روح هستي، روح، ذهن و جسم خود تمايزي قائل نيست. تجلي كلام او در اين سطح اينگونه است: "من روح هستم". "درخت در من است"، آسمان در من است، مناز تو جدا نيستم". فردي كه در اين سطح از آگاهي مستقر است وقتي به درخت فرمان بارور شدن بدهد، درخت باور مي شود.
"من هستم" اين دو گروه بسيار باهم تفاوت دارد. اين يكي در توهم و فراموشي زندگي ميكند و توانائيهاي خود را محدود به خوردن، خوابيدن ، كاركردن و... كرده است و آن يكي، به نسبت عمق ارتباطش با شعور برتر و به نسبت يگانگي با روح خود و روح هستي، بزرگتر و بزرگتر، و وسيع و وسيعتر ميشود.
پر واضح است كه تمايل اصيل هر انساني متوجه كامل شدن و توانمند ساختن قابليتها و واقعيت بخشيدن به نيروهاي نهفته خود است، اما شكوفائي توانائيها و عبور از محدويتها ميسرنميشود مگر در ارتباط با شعور برتر هستي. برقراري ارتباط با شعور برتر چگونه اتفاق ميافتد؟
همه اديان شيوهها و طرق خاص خود را براي ايجاد ارتباطي بيشتر و گستردهتر ارائه دادهاند. همچنين در بسياري از مكاتب شرقي تعليماتي همچون مراقبه و تمرينات جسمي و تمركزي به منظور بيدار سازي اين ارتباط در نظر گرفته شده است. يكي از مهمترين راههاي برقراري ارتباط، شناخت از طريق تعقل و تجربه حيطههاي باطني است. توجه به باطن گامي در جهت شناخت باطني است و شناخت باطني مانند پلي است كه سطوح مختلف آگاهي را به هم مرتبط ميسازد.
همانگونه كه برتري و اقتدار انسان بر طبيعت به دليل احاطه او بر دانش ظاهري است، شناخت و كسب دانش باطني نيز موجب تسلط و قدرت و گسترش هستي انسان در حوزه باطني ميگردد.
دانائي و شناخت، حجابها، شرطي شدگيها و توهمات را از بين ميبرد و انسان را از تاريكيها، موانع و ضعفها عبور ميدهد. اين راهي است آهسته و گام به گام، همانگونه كه حجابها و شرطي شدگيها ناگهان بوجود نيامده بلكه در طي زمان و به آهستگي ايجاد شده و انسان را از اصل خود دور ساخته است. از سوئي تنها نوع شناختي كه ميتواند به اين آهستگي سرعت بخشد و راه را كوتاه كند، شناخت قلبي و ايمان است. ايمان به غيب و باطن خود و جهان هستي، اوج آگاهي و شناخت است. آنجا كه ايمان وارد ميشود هر خواستهاي تحقق پيدا ميكند.
و اما گام اول. آنچه كه بسياري از محققين در زمينه چگونگي وقوع پديدههاي غير متعارف اذعان ميدارند اين است كه ديدگاهها و باورهاي انسان تاثير بسزايي در امكان به وجود آمدن اعمال خارق العاده دارند. از طرفي در آزمايشات تجربي نيز اين موضوع به اثبات رسيده كه ديدگاه بدبينانه و منفي نسبت به وجود اين گونه پديدهها، خود مانع بزرگي در جهت عدم بروز آنها است. از اين رو محققين اولين گام را براي اينكه انسان شاهد وقوع پديدههاي غير متعارف باشد، نداشتن قضاوت منفي و بطور كلي بيقضاوتي در حوزه باطني دانستهاند. در اين صورت احتمال وقوع اينگونه پديدهها بوجود خواهد آمد. همچنين اين امكان وجود دارد كه با مشاهده اعمال خارق العاده و شنيدن خبرهاي به ظاهر عجيب و غريب، انسان به فكر فرو رود و وضعيت خود را بسنجد، دست به انتخاب زند و با باور باطن و حقيقت وجودي خود آنچه راكه بايد، تجربه كند و در مسير درست گام بردارد.
پينوشت:
1- در كتاب جنگ رواني-3، ص 118 مواردي از اعمال خارقالعاده معرفي شده است. مانند عبور شيئي از مانع كه در شرايط كنترل شده، از آن با سرعت بسيار بالا (400 عكس در ثانيه( فيلمبرداري گرديد.
2- تحقيقات بسياري در اين زمينه در كتاب روشهاي جنگ رواني-3، نتايج تحقيقات و كشفيات فراروانشناسي، به تفصيل داده شده است.