دنياي كوانتومي، دنياي واقعي و جهان حقيقي
تعداد بازديد: 45
دنياي كوانتومي زيربنا و اساس دنياي واقعي است. دنياي واقعي، همان دنياي اطراف ماست كه ميتوانيم آنرا بوسيلة حواس ظاهري درك كنيم. هر دنيا قوانيني دارد كه براي تجربة دنيا و سفر موفق به آن بايد شناخته شوند چراكه بدون شناخت قوانين دنيا، نتيجه گيريها و پيش بينيها با آنچه محقق ميشود متفاوت خواهند بود.
در دنياي واقعي، همانند يك فيلم سينمايي، تمامي حركتها هموار و پيوستهاند و از قوانين نيوتني پيروي ميكنند. اما اين قوانين و حركتها در دنياي كوانتومي چندان اعتباري ندارند. اگر به هنگام تماشاي فيلم بتوانيم زمان ذهنمان را خيلي آهسته كنيم، متوجه گسستگيهاي فيلم خواهيم شد. در هر حال ما و ديگر تماشاگران فيلم، متعلق به دنيايي فراتر از دنياي درون فيلم هستيم. فيلم يك واقعيت مجازي است و در مقايسه با آن، دنياي محاطي بك دنياي حقيقي است. دنياي محاطي، دنياي درون فيلم را كنترل ميكند و دنياي درون، تنها فيلم تصوير و انعكاسي مجازي از آن است.
داستان زماني جالبتر ميشود كه بدانيم فيلم، يك فيلم زنده است و سينما يك سينماي جادويي، به گونهاي كه تماشاچيان ميتوانند (يا شايد تنها ميتوانند) بهوسيلة دستگاههايي مشابه تجهيزات الكترونيكي با دنياي فيلم و موجودات آن رابطه برقرار نمايند (حتماً فيلم متريكس را ديدهايد يا شايد هم بازي كردهايد!). بدين منظور لازم است متناظر با هر يك از دستگاههاي الكترونيكي، يك شخصيت يا كالبد مناسب نيز در دنياي فيلم وجود داشته باشد (اين دنياها مشابه دنياي واقعي جسم و دنياي حقيقي روحاند. دنياي مجازي درون فيلم دنياي واقعي اطراف ما و دنياي محاط بر آن، جهان حقيقت است و ذهن و حواس ظاهري نيز رابطي بين آنها).
هنگاميكه توجه و آگاهي موجودات حقيقي صرفاً از طريق حواس واقعي باشد، آنها احتمالاً خود را موجوداتي صرفاً متعلق به دنياي واقعي ميدانند. اين همان اتفاقيست كه به هنگام انجام بازيهاي كامپيوتري يا انواع ديگر شبيهسازيهاي مجازي رخ ميدهد.
يك بازي كامپيوتري مجموعهاي از برنامهها و روالهاست كه در طي آنها تعدادي متغير بهوسيلة قوانين مشخصي تغيير ميكنند و اين تغييرات بهصورت خروجيهاي مناسب به حواس انسان وارد ميشوند. قوانين بيروني بازي بايد با قوانين مورد قبول بازيگر يا بازيگران هماهنگ باشد و در غيراينصورت با استقبال خوبي مواجه نخواهد شد. بازيگران ميتوانند صحنههاي بازي را تغيير دهند و به اصطلاح بازي كنند. صحنههاي جديدي بيآفرينند و يا به امتيازات بالا يا پاييني برسند. اما در اصل تمام اين صحنهها و قوانين آنها، مستقل از چگونگي بازي بازيگران از قبل طراحي و خلق شده است.
دنياي واقعي همانند يك بازي كامپيوتري است(1) كه بزرگترين پيشرفتهاي دنياي كامپيوتري مجازي ساختة انسان، به واقع در برابر آن ناچيز به حساب ميآيد. اگرچه خود بازي ارزشي چنداني نداشته باشد اما از آنجاييكه قوانين بازي با قوانين دنياي محاط بر آن هماهنگ اند(2)، از بازي كردن نيز ميتوان تجارب با ارزشي بدست آورد تا در جهان حقيقي از آنها استفاده كرد.
آنچه علوم ظاهري بهويژه علم فيزيك خود را مجاز به اظهارنظر دربارة دنيا ميداند، در حيطة دنياي واقعي است و آنچه فراتر از آن قرار ميگيرد به حيطة علم متافيزيك مربوط ميشود.
پينوشت:
1- اشاره به آيات متعدد در قرآن مجيد مثل آية 32 سورة انعام: «و زندگي دنيا جز بازي و سرگرمي نيست، و قطعاً سراي آخرت براي كساني كه پرهيزگاري ميكنند بهتر است. آيا نميانديشيد؟»
2- اشاره به اين اصل بزرگ كه «آنچه در بالاست در پايين است و آنچه در درون است در بيرون است.»
تصوير پايين: انشعاب جهان به تعداد نتايج ممكن
Image: ALFRED T. KAMAJIAN