رؤيابيني كنترل شده و ارتباط با رؤياها
تعداد بازديد: 145
«در حكايات و افسانهها آمده است كه براي پيروز شدن بر اهريمن در يك كابوس، بايد آن را با نام حقيقياش صدا زد. همچنين در اسطورهها آمده براي تحت سلطه آوردن اهريمن، شخص بايد انگشت يا پنجة پاي اهريمن را بگيرد و با گرفتن سرش، به موهايش چنگ بزند يا يكي از موهايش را بكَنَد. حتي در افسانهها آمده است كه شخص ميتواند روح پليد را مجبور به افشاي راز كند و از او بخواهد گنجهايش را آشكار ساخته و مثل غول چراغ جادو، به او خدمت كرده و آرزوهايش را برآورده سازد. و اين همانند دست و پنجه نرم كردن با يك تصوير ترسناك در كابوس است كه فوايد فراواني را به دنبال دارد.
كارشناسان رؤيابيني، درباره كنترل رؤياها بسيار صحبت كردهاند. شايد كلمه كنترل به شخص احساس قدرت داده و حس كند ميتواند كل رؤيايش را برنامهريزي كند. بايد گفت كنترل كردن تمام جنبهها و زواياي يك رؤيا و تأثيرگذاري بر تمام آن غيرممكن است و براي دستيابي به كنترل رؤيا آموزشهاي خاصي مورد نياز است».
مطالبي كه در بالا خوانديد از كتاب «رؤيابيني كنترل شده و ارتباط با رؤياها»(1) انتخاب شده است. پاتريشيا گارفيلد، نويسندة كتاب ميگويد كه كتابش زندگي افراد بسياري را تغيير داده است. طي 20 سال گذشته، از زمان چاپ اول اين كتاب، صدها و بلكه هزاران نفر تحت تأثير اين كتاب قرار گرفتهاند. او ميگويد: «به هر كجاي آمريكا ميروم، افرادي را ميبينم كه از تأثير اين كتاب در زندگيشان با من صحبت ميكنند». اين كتاب دربارة رؤيابيني آگاهانه و خلاق است. به نظر گارفيلد رؤيابيني خلاق يك مسئله عمومي است و هر فردي قادر است به وسيلة رؤياهايش، به اصلاح و بهبود زندگي روزمره خود كمك كند.
او همچنين ميگويد: « اين كتاب، عشق، توجه و رؤيا را در كنار هم آورده است. من هيچ كدام از اصولي را كه در كتاب آوردهام به تنهايي كشف نكردهام، بلكه تنها آنها را در كنار هم قرار دادهام كه نتيجه كار، طرحي از انواع رؤيابينان با فرهنگهاي مختلف و در زمانهاي مختلف شد. اين كتاب شامل گزارشات، تجارب و مشاهدات افراد مختلفي است كه در زمانهاي مختلفي زندگي كردهاند».
در اين شماره بخشي از اين كتاب را كه در مورد رؤيابيني سنوي است بهنظر شما ميرسانيم:
از رؤيابينان سنوي بياموزي
صبح هنگام است و مادر خانواده مالزيايي كه از رؤيابينان سنوي(2) است، براي صبحانه، ميوه آماده ميكند. بيرون خانه، برگ درختان خرما با وزش باد به حركت در ميآيند و صداي دلپذيري به گوش ميرسد. ميمونها بيوقفه جيغ ميزنند و صداي فيلي از جنگل مهآلودي كه در آن نزديكي است شنيده ميشود. صداي آواز طوطيها از روي درختان انار واقعاً دلپذيراست. پروانهاي هم در كنار پنجره باز اتاق پر ميزند. در اتاقهاي مجاور هم، داييها، عموها، خالهها و بچههايشان در رفت و آمد و تدارك صبحانه هستند. خواهر لباس بلند زيبايي پوشيده و گلهاي خوشبويي در ميان موهايش گذاشته است و بشقابهايي از برگ و فنجانهاي بامبو را آماده ميكند. مادربزرگ با رضايت و خرسندي، ساقه گياهي را ميجود. پسر 8 ساله خانواده، چشمان خوابآلودش را ميمالد و براي جاي خود در سر ميزِ صبحانه نقشه ميكشد. ميمونها هم سهم خود را از صبحانه ميخواهند. در اطراف، درختان قهوه و موز پراكنده هستند. هر كسي مشغول خوردن چيزي است. پدر مهمترين سؤال روز را ميپرسد. «خوب، ديشب چه خوابي ديديد؟
سؤال «ديشب چه خوابي ديديد»، مهمترين پرسش در زندگي يك سنوي است. هر روز صبح، از جوانترين تا پيرترين عضو خانواده درباره رؤيايش ميانديشد و هيچ كس كلمة «نميدانم» يا «به خاطر نميآورم» را به زبان نميآورد. در واقع همه بايد رؤياهايشان را به خاطر آورند. حتي بچهها نيز به محض آنكه بتوانند صحبت كنند، بايد رؤياهاي خود را به هنگام خوردن صبحانه، براي بقيه تعريف كنند. تمام افراد خانواده، بچهها را براي تجربه كردن و گزارش رؤياها تشويق ميكنند. آنها از بچهها درباره رفتارشان در رؤيا پرس و جو كرده و اشتباهات احتمالي را گوشزد و از رفتارهاي صحيح تمجيد ميكنند. بچهها آموزشهاي لازم را براي رؤياهاي بعدي ميگيرند و نهايتاً براساس اتفاقات رؤياهايشان، در فعاليتهاي اجتماعي درگير ميشوند
افراد سنوي، اكثر فعاليتهاي زندگي روزمرهشان را براساس رؤياهايشان تصميمگيري و تعبير مينمايند: دوستيها شكل ميگيرند، اعضاي قبيله براساس رؤياها نمايش ميكنند. حس همكاري و مشاركت بين آنها بسيار مشهود است و ضربالمثلي دارند كه ميگويد: «در كليه امور با هم همكاري كنيد، - اگر با آرزوهاي يكديگر مخالف هستيد، با نيت خير مخالفت خود را بيان كنيد». سنويها با وجود همكاري خوبي كه با هم دارند، افرادي فردگرا و خلاق هستند. هر شخصي، شخصيت واحد و يگانه خود و تصورات خلاق خودش را دارد. در حل و فصل مسائل و مشكلات خانوادگي و اجتماعي بسيار منعطفاند و راهحلهاي متنوعي را ارائه ميدهند.
شايد قابلتوجهترين ويژگي سنويها، سازگاري رواني فوقالعاده آنها باشد. اختلالات و بيماريهاي رواني در بين آنها، به شكلي كه ما ميشناسيم اصلاً وجود ندارد. براي درمانشناسان غربي، باور اين مسئله كار آساني نيست. محققاني كه زمان قابل توجهي را در ميان سنويها گذراندهاند، كليه اين موارد را در مستندات خود ذكر كردهاند
در ميان سنويها بلوغ احساسي قابل توجهي مشاهده ميشود. آنها تمايلات مادي زيادي ندارند، شايد اين حالت به علت پيشرفتهاي روانشناسانهشان باشد. آنها براي فراهم كردن لوازم و مايحتاج زندگي خود زمان كمي را صرف ميكنند. مثلاً براي ساختن خانهاي به عمر 5 يا 6 سال حدود يك هفته وقت ميگذارند و به صورت گروهي در آن زندگي ميكنند. يكي، دو روزي را هم صرف آماده كردن زميني براي كشاورزي ميكنند. آنها براي جمعآوري غذاي خود به صورت گروهي عمل ميكنند و تنها چند ساعت در روز را به اين كار اختصاص ميدهند و بقيه زمان خود را صرف پروژههاي بزرگ رؤيابيني ميكنند.
اگر بخواهم آنچه از عقايد سنويها درك كردهام را به صورت خلاصه بگويم، بايد به سه قانون عمومي اشاره كنم.
اولين قانون عمومي: در رؤياهايتان با خطر روبهرو شده و بر آن غلبه كنيد.
مثلاً فرض كنيد كودكي از سنوي سرِ ميز صبحانه اعلام كند: «ديشب خواب ببري را ديدم كه دنبالم ميكرد.» پدرش در جواب خواهد گفت: «خوب، تو چه كار كردي؟»
- «با سرعت هر چه تمامتر دويدم و ببر همچنان به من نزديك و نزديكتر ميشد. ديگر نميتوانستم سريعتر بدوم كه ناگهان با ترس و وحشت از خواب پريدم».
- «خواب خوبي ديدي، ولي مرتكب اشتباه بزرگي شدي! ببرهايي را كه ديدي تنها در هنگام روز و در جنگل ميتوانند به تو آسيب برسانند و تو بايد از آنها فرار كني، ولي ببرهايي كه در رؤيايت ديدي در صورتي ميتوانند به تو آسيب برسانند كه تو از آنها فرار كني و تا زماني كه از آنها بترسي، تعقيبت ميكنند. دفعه بعد كه اين رؤيا را تجربه كردي بايد با ببر روبهرو شوي. اگر به تو حملهور شد، تو نيز به او حمله كن».
- «ولي اگر ببر از من قويتر باشد، چه؟
- «دوستان رؤياييات را صدا كن، از آنها بخواه كمكت كنند و تا زماني كه آنها برسند، تنها بجنگ. هميشه به تصوير رؤيايي كه به تو حمله ميكند حملهور شو. متوجه ميشوي؟ هيچ وقت اجازه نده چيزي در يك رؤيا به تو حمله كند و از چيزي هم فرار نكن، هميشه با خطر روبهرو شو».
روبهرو شدن با خطر و غلبه بر آن، اولين قانون و از مهمترين قوانين كنترل رؤيا در سيستم سنوي است.
دومين قانون سنويها به موازات قانون اول و با انگيزه متفاوتي از آن بدين شكل مطرح ميگردد: در رؤياهايتان به سوي لذت و خوشي برويد سنويها كودكان خود را تشويق ميكنند تا عميقاً لذت پرواز و يا آرامش كامل را در رؤياهايشان تجربه كنند.
سومين قانون عمومي: نتيجه مثبت به دست آوريد
فرض كنيد كودك سنوي خوابي به شكل زير ديده باشد:
«خواب ديدم از صخرهاي بزرگ ميافتادم.» گفتگوي پدر و مادر با كودك به اين صورت ادامه پيدا ميكند:
«چه خواب جالبي! چكار كردي؟»
«هيچ كاري نكردم، فقط افتادم. اصلاً جالب نبود، ترسناك هم بود. قبل از اينكه به زمين بخورم با ترس از خواب پريدم».
«اشتباه كردي. روحهاي زمين عاشق تو هستند. آنها تو را صدا ميزنند، زيرا چيزي براي نشان دادن به تو دارند، تو بايد خواب ميماندي، حتي اگر ترسيده بودي. سعي كن آرام باشي و بگذار بيفتي و به زمين بنشيني، روي زمين چيزهاي جالبي پيدا ميكني. دفعه بعد كه چنين رؤيايي را تجربه كردي، سعي كن به جاي افتادن پرواز كني، سعي كن احساس جالب پرواز را تجربه كني. بر فراز مكاني جالب و دوست داشتني پرواز كن.» آنها به كودك ميآموزند كه ترس از افتادن را به لذت پرواز تبديل كند.
رؤيابينان سنوي اعتقاد دارند تا وقتي تجربه مثبت در رؤيا به پايان نرسيده است، نبايد بگذارند رؤيا تمام شود. رؤيابين بايد يا پرواز كند يا بيفتد، و عشق و اوج لذت را در همان رؤيا تجربه كند، در جنگ يا كشته شود يا بكشد و همواره توليدي خلاقانه داشته باشد.
سنويها اعتقاد دارند كه وقتي شخصي در رؤيا بر دشمن غلبه ميكند، روح دشمن بايد هديهاي به او تقديم نمايد. رؤيابين در موقعيتهايي غيرشفاف (مثلاً حضور دود يا مه) هديه خود را مييابد. هديه ميتواند شعر، داستان، آواز، رقص يا يك طرح و نقاشي و يا چيزهاي زيباي ديگري از اينگونه باشد. اگر شخص رؤيابين در رؤياي خود پرواز را تجربه ميكرد بايد سعي كند اين تجربه ادامه يابد و منجر به تجربه احساسات خوشايند گردد. به اعتقاد سنويها فرقي نميكند شخص در رؤيا پرواز كند يا سقوط، مهم اين است كه سعي كند اين كار در مكان جذاب و جالبي صورت گيرد.
رؤيابين بايد به مكان، آدمها، لباس، رقص، موسيقي و بازيها و طرحهاي آنها با دقت نگاه كند و بهترين حالت اين است كه همه آنها را به خاطر بسپارد و سپس اين تجارب را با قبيله خود در ميان بگذارد. در چنين حالتي او هديهاش يا بهتر بگويم گنجش را به جاي طلب كردن كشف كرده است. در هر رؤيا اگر شخص با تصاوير دوستانهاي مواجه شد بايد دوست رؤيايي را بپذيرد و از وي قدرداني و تشكر كند، شخص رؤيابين بايد از دوست رؤيايي هديهاي طلب كند، و در آن با ديگران سهيم شود و آن را مورد استفاده قرار دهد. به عقيده سنويها، اگر رؤيابين تصاويري از غذا مشاهده كند، بايد آن را با ساير شخصيتهاي رؤيايي تقسيم كند.
در يك كتاب داستان چنين آمده است كه كودكان رؤياهايشان را بر اساس آرزوهايي كه از جانب اطرافيان به آنها القا ميشود، شكل ميدهند. گرچه اين موضوع در يك داستان آمده، ولي كاملاً قابل درك است. تئوري يادگيري تأييد ميكند كه فرهنگ، واكنش كودك را شرطي ميكند. كساني كه براي اولين بار با سيستم سنوي آشنا ميشوند، مخالفت خود را اينگونه ابراز ميكنند كه سنويها بيش از آنكه به رؤياها بپردازند، به ذكر گزارشي از آنها اكتفا ميكنند. گزارشهاي شبانه ثبت شده از افرادي از قبيله سنوي كه در خواب حرف ميزنند، نشان ميدهد كه آوازهاي جديدي كه اين افراد صبح هنگام ميخواندهاند، در واقع بخشي از رؤياهاي شبانه آنان بوده است. بنابراين، شكي نيست كه اين رؤياها خودشان شكل گرفتهاند.
زماني كه كودك قبيله سنوي به سن بلوغ ميرسد، ديگر كابوسهاي شبانه را تجربه نميكند. رؤياهاي كودك طي سالها تغيير ميكند تا به الگوي اصلي مورد نياز جامعه تبديل شود. تا زماني كه شخصيتهاي رؤيايي به همراهي كودكان سنوي نيايند و به گونهاي كه مقبول جامعه است به آنها كمك نكنند، اين كودكان به عنوان افرادي بالغ به حساب نميآيند.
خلاصهاي از قوانين عمومي كنترل رؤيا در سيستم سنوي
در رؤياهايتان همواره با خطر روبهرو شده و بر آن پيروز شويد.
رؤياهايتان را هميشه به سمت لذت و شادي هدايت كنيد.
همواره سعي كنيد نتيجه مثبتي از رؤياهاي خود بگيريد و محصولاتي خلاق داشته باشيد.
اگر در رؤيايي نقش قرباني را داشتيد (كسي به شما حمله كرد)، سعي كنيد متقابلاً مهاجم شويد.به دشمن رؤيايتان حمله كنيد. در صورت لزوم تا سرحد مرگ بجنگيد. مرگ يك دشمن رؤيايي، نيرويي مثبت را از بخشي از شما كه تصاوير رؤيايي مربوط به دشمني را شكل داده است، آزاد ميكند.
زماني كه تصوير رؤيايي مهاجم را مطيع خود كرديد و يا با آن روبهرو شديد، مجبورش كنيد هديهاي به شما بدهد. اين هديه ميتواند شعري زيبا، يك داستان جالب، يك آواز، رقص، طرح و يا نقاشي زيبايي باشد ويا چيزي مفيد و ارزشمند مثل يك نوآوري يا راه حل يك مسئله باشد. ارزش اين هديه بايد به اندازه ارزش آن در بيداري باشد.(ادامه دارد)
پينوشت:
1- كتاب هنر رؤيابيني-1، رؤيابيني كنترل شده و ارتباط با رؤياها، نويسندة آن پاتريشيا گارفيلد، مترجم تيناپورشاهيد، نشر حم، تهران 1384.
2- سنويهاي مالزي به دو گروه تقسيم ميشوند؛ «تميآر» و «سميآ». سنويهاي مورد بحث ما كه فرهنگ رؤيابيني دارند، تميآرها هستند كه كلمه سنوي را براي آنها به كار ميبريم. رؤيابيني مهمترين جنبه زندگي يك سنوي است.