مختصري بر روش برنامهريزي عصبي-كلامي (NLP)
تعداد بازديد: 124
NLP چيست؟
NLP مخفف سه كلمه Neuro Linguistic Programming ميباشد و به معناي برنامهريزي عصبي-كلامي و تكنولوژي خودشكوفايي فكر ميباشد.
Neuro (عصبي) به مراحل عصب شناختي، بينايي، شنوايي، حسي، بويايي و چشايي مربوط ميباشد كه اساس طرحهاي سازنده تجربهها را تشكيل ميدهند.
Linguistic (كلامي) به روشهايي مربوط ميشود كه از زبان براي ارائه تجربه و ارتباط با ديگران استفاده ميشود.
Programming (برنامهريزي)، اين موضوع تنها به برنامهريزي در رايانه مربوط نميشود بلكه بيشتر راهبردهايي را در برميگيرد كه براي سازماندهي امور استفاده ميگردد تا به دنبال آن نتايجي فراهم شود.
ساير تعابير از NLP
- عبارت است از بررسي چگونگي عملكرد مغز براي دستيابي به نتايجي كه مطلوب ماست.
- دانش تاثير كلام بر رفتار (1)
- وسيلهاي براي براي درك پتانسيلهاي كامل خود
- روشي است براي ديدن حوادث گذشته كه براي افراد اتفاق افتاده است.
- روش توسعه روشهاي تفكري براي فهم و آگاهي
- وسيلهاي براي كشف فهم عواطف وافكار خود
تاريخچه NLP
اين علم در سال 1972 به دست « ريچارد بندلر» و «جان گريندر» پايه گذاري شد. آنان ميخواستند راهي بيابند كه انسان بتواند به كمك آن تغييرات بزرگي در زندگي خود ايجاد كند. مبحث اصلي آن دو ،گفتار درماني بود. «ريچارد» دانشجوي روانشناسي و كامپيوتر دانشگاه سانتاكروز و جان دستيار استادش در علم زبانشناسي بود. ريچارد و جان با همكاري يكديگر به بررسي عوامل لكنت زبان ميپرداختند. آن دو فعاليت خود را با كمك افرادي چون «فريتز بركس» (كاشف درمان گشتالت(2)) و «ويرجينيا سيتر» (كاشف درمانشناسي خانوادگي) و «ميلتون اريكسون» (روانشناسي كه در زمانه خود از بهترينها بود) آغاز كردند. همه اين افراد براي درمان الگويي مشابه داشتند. ريچارد و جان از همين الگو بهره جستند و در ضمن يافتههاي خود را نيز به آن افزودند و علمي تحت عنوان NLP پايه گذاري شد و با گذشت زمان به تدريج كامل گرديد
.
پيام NLP
پيام NLP اين است كه ما مجموعهاي از آموختههايمان هستيم و چنانچه آموختههاي جديدي بياموزيم تغيير خواهيم كرد و امروزه موفقيت و توسعه و پيشرفت در تمامي جنبههاي زندگي آموختني است.
براي استفاده از NLP و ايجاد تغيير، سه گام را مي توان در نظر گرفت:
گام نخست: تغيير در دانش و آگاهي
گام دوم: تغيير در بينش و ديدگاه
گام سوم: تغيير در روش و عملكرد
مختصري از فرايند NLP
بنا بر رويكردي ميتوان عقل و شعور انسان را به سه بخش تقسيم كرد:
1 - شعور يا ضمير خودآگاه (ذهن هشيار يا ذهن آگاه ،هشياري آگاهانه)
ضمير خودآگاه هنگامي كه بيدار هستيم فعاليت دارد. اين بخش از آگاهي ما، استدلال ميكند، تحليل ميكند و اعمال ارادي ما را تحت كنترل دارد. درصد كمي از آگاهي ما را تشكيل ميدهد زيرا مهمترين نقش را در زندگاني و رفتارما، ضمير ناخودآگاه بازي ميكند.
2 - شعور يا ضمير ناخودآگاه (ذهن ناخودآگاه، هشياري ناآگاهانه ، ذهن نيمه هوشيار ، ذهن ناهشيار )
ضمير ناخودآگاه، مسئول حدود نود درصد از انديشهها، اضطرابها، بيماريها، مشكلات شخصيتي، كششهاي روحي، موفقيت اجتماعي و رفتاري ماست.
ضمير ناخودآگاه، هميشه بطور خودكار، حتي در خواب، همه ادراك حسي و نيز احساسات و انديشههاي شما و توالي به وقوع پيوستن آنها را دقيقاً ثبت ميكند و لذا ميتوان گفت كاملترين بايگاني موجود در روي زمين است.
ضمير ناخودآگاه، مانند دستگاه فيلم برداري عمل ميكند خودكار است و هرگز از فعاليت باز نميايستد، فعاليت غير ارادي را كنترل ميكند، پذيرنده است، انبار همه خاطرات است و كانون تمامي عادتهاست.
3 - ابرآگاهي يا ضمير فوق آگاه (ذهن برتر، ضمير برتر، هشياري برتر ، شعور برتر)
ضمير فوق آگاه مستقل از روندهاي معمول انديشه عمل ميكند، مسئول درك فوق حسي و دانش بيواسطه و فراست است.
حال با توجه به تقسيم بندي سه گانه شعور و ضمير انسان، تأكيد ميگردد كه NLP با ضمير يا شعور ناخود آگاه سر و كار دارد و در حقيقت اين علم به ما كمك ميكند كه ضمير ناخودآگاه خود را برنامهريزي كنيم.
ضمير ناخودآگاه چگونه برنامهريزي ميشود:
1 - برنامهريزيهاي دوران كودكي
2 - ضربههاي جسمي و روحي
3 - تلقين به نفس
4 - هيپنوتيزم
ممكن است از خود سؤال كنيد : آيا ميتوان ضمير ناخودآگاه را برنامهريزي نمود؟ البته اين سؤال را قبلاً بشر به اين شكل از خود پرسيده بود كه،" آيا من ميتوانم كامپيوتر را به گونهاي طراحي كنم كه هر چه بخواهم به او بدهم و از او بگيرم؟ آيا ميتوانم خود را به عنوان انسان برنامهريزي كنم؟"
چرا كه كامپيوتر وجود انسان، ضمير ناخودآگاه يا ذهن نيم هوشيار اوست؟
وروديهاي ضمير ناخودآگاه، حواس پنجگانه به علاوه هر رشته فكر ديگري است. همانطور كه هر چيزي به كامپيوتر وارد نماييد، همان را از او دريافت خواهيد كرد (مثلاً اگر گفته شود كه 2=7) در مراجعه و گرفتن پاسخ بر مبناي آنچه وارد نموديد و برنامهريزي كرديد به شما ميگويد (2=7). ميتوان گفت كه ضمير ناخودآگاه همانند كامپيوتر است، اما در عين حال قدرتي همانند قدرت «اتم» دارد. يعني اگر به هنگام برنامهريزي ذهن، جملات مثبت وارد كنيد پاسخ مثبت دريافت ميكنيد و اگر جملات منفي را وارد كنيد قطعاً پاسخ منفي دريافت خواهيد كرد و جملات مثبت يا منفي تكراري شما اگر هزاران هزار بار هم تكرار شود براي ضمير ناخودآگاه تازگي دارد و در آن تكرارپذير است. يعني اگر بگوييد كه «من روحيهام عالي است» قبول و باور ميكند وبرعكس اگر بگوييد كه «من روحيهام ضعيف است» باز هم باور ميكند و ظاهراً قدرت قضاوت ندارد. چون قضاوت با ضمير خودآگاه است.
هنگاميكه ضمير ناخودآگاه ، هر جملهاي را مثبت و يا منفي، بدون قضاوت ميپذيرد ، ضروري است برنامهريزي صحيح ضمير ناخودآگاه به كارگرفته شود.
سومين راه تأثيرگذاري بر ضمير ناخودآگاه، تلقين به نفس است. از اين طريق ميتوانيم آنچه كه مايل باشيم، بر «لوح ضمير» حك كنيم و مؤثرترين تلقين به نفس اين است كه پيوسته به صورت عادي (اما جدي) درباره موضوع مورد نظر خود فكر كنيم.
تلقين به خود به هنگام خواب نيز يكي از راههاي مناسب جهت خود تلقيني است. آخرين افكاري كه در لحظات قبل از خواب وارد ذهن و ضمير ما ميگردد، به هنگام خواب، ضمير ناخودآگاه ما در مورد آن به فعاليت ميپردازد و كم و بيش به آن عمل ميكند. لذا شبها قبل از خواب، هر فكر و انديشهاي كه داريد، دقايقي به طور جدي به آن فكر كنيد و آن را در ذهن تصوير كنيد. اين افكار و تصورات در طول خواب توسط ضمير ناخودآگاه دنبال خواهد شد و ما را به مقصود خواهد رساند.
تلقين به خود روش ارزندهاي است براي تسلط بر ضمير ناخودآگاه، حال اگر جملات تلقيني مشخصي هم به هنگام خواب مورد استفاده قرار گيرد بسيار مؤثر خواهد بود. ما بايد باور كنيم كه ميتوانيم با برنامهريزي صحيح ضمير ناخودآگاه خود، تحولي در نظام فكري خود ايجاد كنيم تا انسان ديگري شويم و نظام باور ما هم روي سيستم اعتماد به نفس ما شكل ميگيرد و اعتماد به نفس، عبارت است از احساس اطمينان نسبت به خود و به عبارت ديگر اعتماد به نفس يك فرد به نحوه احساسي او در مورد "من" خويش بستگي دارد.
شما در مورد خودتان چگونه فكر ميكنيد؟ آيا نظر مساعدي نسبت به خودتان داريد و به خودتان احترام ميگذاريد؟ اگر پاسخ شما به سؤال اخير مثبت است، در اين صورت ميتوان گفت كه شما از يك من قوي و ايدهآل، برخوردار هستيد، اما اگر شما نظر مساعدي نسبت به خودتان نداشته باشيد و براي خودتان احترام قائل نشويد، ميتوان گفت كه شايد شما داراي من ضعيفي هستيد.
بديهي است كه اين روش، در برگيرنده دستورالعمل هاي مدوني نيز ميباشد كه با بهرهگيري از الگوهاي موفق، تنظيم شده است و بعضي از مباحث عمده آن عبارتند از: به تفاهم رسيدن با ديگران، فن تاثيرگذاري و نفوذ در ديگران، استفاده از زبان گفتار و درك تند و سريع آن. موضوع NLP در كشور ما هنوز بدرستي شناخته نشده است ولي ميتواند مسيري بسوي موفقيت در عصري كه بسيار سريع و پرتغيير گام بر ميدارد قلمداد شود، از اينرو مناسب است كه به آن توجه كنيم تا از سير شتابان آن عقب نمانيم زيرا اين عقب ماندن باعث ناكامي و ديگر گلههايي خواهد شد كه از دنياي خويش ميكنيم و فراموش نشود كه اين موضوع ميتواند آموختني باشد در خاتمه تعاريفي كه كاربرد NLP در موفقيت را نشان ميدهد، بيان ميشود:
- موفقيت، گسترش مداوم شادماني وتحقق فزاينده اهداف ارزشمند، با سهولت و بدون تكاپوست (3)
- مو فقيت يعني رسيدن به هدف بخصوصي، اگر با شجاعت ، مهارت وتلاش حاصل شده باشد. (4)
آيا NLP يك علم است؟
خلاصهاي از نظريا ت موجود در اين حوزه عبارتند از:
- منتقدين علمي بودن NLP ميگويند اين موضوع يك عقيده است تا يك علم .
- "جان گريندر" مي گويد : اين سيستم براساس فرضيههاي اثبات شده آماري وتجربي نيست .
- معلوم نيست كه NLP چه چيزي را ادعا مي كند يا چه چيزي را ادعا نمي كند.
- NLP تنها يك فيلتر است وصرفاً تجارب فرد را فيلتر ميكند.
- شايد NLP بينشي مفيد باشد و حتي براي زمان زيادي كاربرد داشته باشد ولي به هر حال يك عقيده است وبر روشهاي ديگر هيچ رجحان ندارد .
- بيشتر از مدلهاي علمي استفاده ميكند تا مفاهيم علمي
- بايد ديد كه آيا نتايج حاصل از تحقيق ميداني اين روش در يك جامعه آماري، قابل تعميم دادن به كل جامعه ميباشد؟
- NLP صرفاً يك فرايند دروني بر اساس تجارب است و دانشمندان فقط آن را به عنوان يك آزمايش مقدماتي براي موارد مرتبط به كار ميبرند.
منابع
اينترنت، يكي از سمينارهاي ريچارد بندلر Magic in Action, Meta Puplication, 1990 Richard Bandler
پي نوشت:
1) ترجمه NLP به فارسي "برنامه نويسي عصبي -كلامي " است. ولي چون اين واژه گويا و مفهوم نيست به آن از دانش تاثير كلام بر رفتار در كتب مختلف نام برده شده است.
2) گشتالت، يك رويكرد روانشناسي و يك تئوري ادراكي است. يعني آن چيزي كه در ذهن ما پردازش شده و محركهاي بيروني ندارند.
3) ديپاك چوپرا
4) وينست اپيل