به صداقت روح
تعداد بازديد: 71
صداقت روحي همان چيزي است كه دنياي امروز ما به آن سخت محتاج است و از نبود آن به شدت رنج ميكشد. در اكثر موارد هنگامي كه به حمايت و پشتيباني ديگران ميانديشيم در واقع به پشتيباني از برداشتها و عقايد يكديگر ميانديشيم نه به همدلي، احساس گذشت و ارتباط دروني و حقيقي و سرانجام در مييابيم توافقاتي كه تنها بر پايه محاسبات ذهني پايهريزي شده باشد اگر چه ميتواند تا حدي راضي كننده باشد اما آرامش چنداني را از لحاظ روحي و دروني برايمان به همراه ندارد.
انسان امروز به جاي پيوند ذهني و قلبي در روابط فردي و گروهياش درگير نزاع، تدافع، شرطي شدگي وتمايز، جدايي و برتري طلبي است. اتحاد و همدلي و هماهنگي در فهم يگانگي روحي امكان پذير است نه در عقايد ظاهري كه شايد به صورت مقطعي موجب بروز توافقات ظاهري هستند و درك و دريافت اين يگانگي، به ميزان قوت و تعميق صداقت روحي افراد بستگي دارد.
ما طي برخوردهاي روزانه اغلب بدون كوچكترين توجهي به خود حقيقيمان عمل ميكنيم و بدين ترتيب ردپاي منيت و خودخواهي را ميتوان به سادگي در ميان اغلب اعمالمان دنبال كرد. ما حتي عقايد خودخواهانه خود را با اين پشتوانه كه افرادي ركگو و صادق هستيم بيان ميكنيم، اگر چه ممكن است در سطح ظاهري اين درست همان چيزي باشد كه در لحظه احساس ميكنيم اما اين حس، حسي حقيقي نيست. اگر در مورد تأثيري كه عمل يا كلام ما به دنبال خواهد داشت قدري محتاطتر بينديشيم و عميقتر تأمل كنيم آيا باز هم عجولانه و بيملاحظه به بيان افكار و عقايد خودخواهانه خود دست خواهيم زد؟ اگر بينديشيم اين پاسخها و اعمال ممكن است روزي عنياً براي خود ما عملي شوند و شخصي ديگر در شرايط مشابه، با ما چنين كند آيا باز هم همين عمل را بر ميگزينيم و همين كلمات را بر زبان ميآوريم؟
پاسخ اين سؤالات براي فردي كه از صداقت روحي برخوردار است عميقاً متفاوت خواهد بود. او اين سؤالات را با ياري گرفتن از نداي حقيقي درونش پاسخ ميدهد. او حاضر نيست آنچه را كه خود از آن گريزان است به ديگري تحميل كند. او نميپذيرد كه با به كار بردن كلامي موجب رنجاندن روح ديگري گردد. او با خودش روراست است و در پي كشف حقيقتها در درون خودش و ديگران ميباشد. او ضعفهاي خود را ميشناسد، آنها را ميپذيرد و به سادگي به وجود آنها اذعان ميكند. او ميداند كه نادان است و با پذيرش اين ناداني اولين قدم را به سوي دانايي برميدارد. او ميداند كه آن چنان كه شايسته وجود يك انسان به عنوان مخلوق و پرورش يافته خدواند، كامل عمل نميكند و با اين آگاهي و مشاهده اولين قدم را به سوي تكامل بر ميدارد. او در مييابد كه زيبا نيست پس براي زيبا شدن تلاش ميكند. او مشاهدهگر است و واقعيتها را ميبيند و به نظاره آنها مينشيند او تنها بديها و ضعفها و يا تنها خوبيها و قوتها را نميبيند بلكه اين دو را در كنار هم مشاهده ميكند و به واقعيتها توجه دارد. مهمتر از همه اينكه ديگران در ارتباط با او احساس بهتري دارند چرا كه ميتوانند خود واقعيشان باشند و فرصت جبران و برطرف كردن نقصهايشان را داشته باشند. صداقت روحي تأثيري باور نكردني را بر روند ارتباطات روزمره زندگي فرد بر جاي ميگذارد. تأثيري كه با افزايش دانايي و آگاهي فرد از خويشتن به تدريج كامل و كاملتر شده و سرانجام به رضايت و خرسندي پايدار ميانجامد.
بدين ترتيب بسياري از مشاجرات، جدلها و مشكلات به سادگي ناپديد ميگردند. صداقت روحي ميتواند موجب از ميان رفتن و محو مشكلات و مسائل سطحي كه با آن مواجهيم گردد و سرانجام فضايي را به روي ما بگشايد كه بتوانيم در سطوحي عميقتر به بيان عقايد، نظرات و پيشنهادات خود بپردازيم و توافقات پايدارتري را به ميان آوريم. اما به ياد داشته باشيم كه همه اين موارد نيازمند اين است كه فرد خود مشتاق قدم گذاشتن به چنين فضايي باشد.
انسانهايي كه از صداقت روحي بيشتري برخوردارند ميتوانند با برقراري ارتباط هر چه عميقتر روحي و دروني با ديگران به عنوان موجوداتي قابل اعتماد و اطمينان شناخته شوند. چنين افرادي در كنار هم با صداقت و راستي زندگي ميكنند و اين يكي از اصليترين عواملي است كه آنان را قادر به درك و دريافت اهداف اساسي زندگي خواهد كرد. مبارزه، پيشرفت، صعود، شناخت حقيقت و ساير اهداف روحاني و معنوي كه براي آن آفريده شدهاند، رسيدن به توافقات پايدار در فضايي كه ناشي از صداقت روحي و راستي هر يك از آنان است سرانجام بهترينها را براي آنان رقم ميزند و زندگي آنان را به نحوي متفاوت پربار ميسازد.
صداقت روحي و آشكاري آن يك تكنيك نيست بلكه يك جستجوي خالصانه در اعماق قلب يك فرد است، ميتوان آن را به سفري تشبيه كرد كه عميقترين، حقيقيترين و اصليترين سطوح وجودي يك فرد را بر او نمايان ميسازد. در صورت قدم گذاشتن به چنين سفري و به دنبال تمرين و توجه هر چه بيشتر به اين موضوع، سرانجام خود واقعيمان پديدار خواهد شد و ما در مييابيم كه به واقع كيستيم.