نقشه‌سايت خبرنامه عضويت تماس با ما درباره ما
 
سَلَامٌ عَلَى إِلْ يَاسِينَ
سلام بر آل ياسين
 
صفحه‌اصلي نشريه كتابخانه باشگاه محققان
  

تعداد بازديد : 97358
كاربران آنلاين : 65




  
پيشنهاد به دوستان نظر شما چاپ

هماهنگي، شاه كليد موفقيت

تعداد بازديد: 87

«اندازه توفيق و اثرگذاري چيزها و روش‏ها متناسب با هماهنگي آنهاست. براي تحقق، مي‏بايست با هر چيزي به روش هماهنگ برخورد كرد و براي هر هدفي با شيوه‏اي متناسب اقدام نمود.»

                                                   ايليا«ميم» رام‌الله

 

 

قانون هماهنگي اساسي‌ترين قانون و عامل تعيين كننده در موفقيت است چرا كه هماهنگي روش خداوند است و هستي بر اين قانون عمل مي‌كند. بدون ترديد كساني كه در زندگي خود به موفقيت‌هاي بسيار بزرگ و شگرف نائل شده‌اند به شكلي (هر چند جزئي) بر اساس اين قانون عمل كرده‌اند. در اين مقاله سعي شده كه با بازگشايي و توضيح و تفسير مفهوم هماهنگي، به بعضي از ابعاد آن اشاره شود.

* * *

موفقيت و شكست نه تنها در انسان بلكه در تمام اجزاء هستي قابل رديابي است. از شكوفه‌هاي بهاري، تنها تعداد اندكي تبديل به ميوه مي‌شود. در ميان زنبورهاي عسل، تنها يكي از زنبورهاي نر موفق به لقاح با ملكه مي‌شود. در بين پرندگان آن تعدادي كه بتوانند سختي‌ها و سرماي زمستان را تحمل كنند، مي‌توانند بهار سال بعد را ببينند و... در بعضي موارد و براي بعضي از گونه‌ها، موفقيت با بقاء و شكست با نابودي مترادف است. براي آنان، مبارزه براي كسب موفقيت، تلاش براي بقاء است و آنهايي كه قادر به انطباق خود با شرايط و تغييرات نشوند، از ميان مي‌روند.

همه ما كم و بيش در زندگي طعم شيرين ميوه‌ي موفقيت و طعم بسيار تلخ ميوه‌ي شكست را چشيده‌ايم. اما موفقيت و شكست از كجا مي‌آيد و چه عواملي در آن دخيل است؟

تاكنون براي موفق شدن روش‌ها و قواعد بسياري معرفي شده كه بسياري از اين قوانين با معلوم كردن فصل مشترك خصوصيات ذاتي(1) افراد موفق و الگو شده و توجه به رفتارهاي آنها بدست آمده. با استفاده از اين روش‌ها مي‌توان تا حدي به موفقيت‌هاي ظاهري نزديك شد. بخشي از اين قوانين كه افراد به شكل خودآگاه يا ناخودآگاه آن را در كارها و ارتباطات خود رعايت مي‌كنند عبارتست از نرمي، قدرت انطباق، شناخت و رعايت تناسب در هر كار، در نظر گرفتن شرايط و اقتضائات زمان و مكان و طرف‌هاي دخيل در موضوع، دقت، تلاش، سرعت انتقال، تواضع، درستكاري و دوري از دروغ؛ تقلب و فريب، انجام دستورات الهي و...

اين كليدها قادرند ما را به سطحي از هماهنگي نزديك كنند و موفقيت را در اين سطح به تجربه درآورند.

به شكل طبيعي همه ما از كسي يا جايي الگو و تأثير مي‌گيريم. به عبارت ديگر خود را با آن هماهنگ مي‌كنيم و بسته به نوع هماهنگي و مرجع هماهنگي‌مان از نيروي آن برخوردار مي‌شويم. نكته ضروري كه معمولاً از آن غفلت مي‌شود اين است كه لازم است فرمول‌ها را با شرايط خود تطبيق دهيم. اگر يكي از الگوهاي موفق يا يكي از بزرگان، كشاورزي يا چوپاني يا ماهي‌گيري مي‌كرد، به اين معنا نيست كه ما لزوماً به كشاورزي يا چوپاني يا ماهي‌گيري بپردازيم. بعضي ويژگي‌ها شخصيتي و منحصر به فرد است و لزومي به انطباق كامل و الگوبرداري از اين ويژگي‌ها وجود ندارد. بسياري از كساني كه بدون در نظر گرفتن اين اصل به كپي‌برداري از الگوهاي موفق روي آوردند، نه تنها شكست خوردند، بلكه تا مرز نابودي پيش رفتند. به عنوان مثال برخي از كشورهاي آمريكاي جنوبي با كپي‌برداري كامل از روش‌هاي اقتصاد موفق بعضي كشورها، تصور مي‌كردند كه به همان نتايج مي‌رسند، حال آنكه اقتصادشان از حالت قبلي نيز بدتر شده و به وضع فاجعه‌باري دچار شده است. روش زندگي، الگوي اقتصادي يا سياسي كه براي فردي يا كشوري مناسب است، لزوماً عين همان نتايج را براي فرد يا كشور ديگري به بار نمي‌آورد. هر فرد يا كشوري سابقه يا پيشينه تاريخي، اجتماعي خاص خود را دارد. براي الگوبرداري بايد اين نكات مهم را در نظر گرفت چنانچه بعضي از كشورها با انطباق روش‌ها با شرايط بومي خود، به موفقيت دست يافتند.

توجه به شرايط زمان و مكان و افراد درگير در موضوع از عوامل كليدي و تعيين كننده در موفقيت است. هوشياري يعني اينكه هر كاري در زمان خاصي كارآيي دارد، نمي‌توان در هر زمان انتظار نتيجه مؤثر را داشت. روشي كه براي انجام هر كار استفاده مي‌شود نيز اهميت زيادي دارد. هر كاري را بايد متناسب با روش خاص خود انجام داد. تكرار يك روش براي تمام كارها مؤثر نيست. به علاوه در نظر داشتن شرايط افراد درگير و شرايط و روحيات آنها و تناسبات آنها با كار و... نيز تا حد زيادي به عنوان عامل موفقيت شناخته شده است.

با فهم الگوها و با توجه به شرايط خود، با گرفتن سرخط‌هاي كلي از منابع مرجع(2)، و وفق دادن اين سرخط‌ها با شرايط بيروني (مثل زمان مكان و...) مي‌توانيم روش مناسب براي خود را بيابيم.

يك نكته بسيار مهم اينكه در موارد زيادي لازم است در تعريف موفقيت و شكست اساساً تجديد نظر كنيم. بعضي ممكن است به ظاهر موفق به نظر برسند، اما با نگاه دقيق و از ديد درست، نمي‌توان آنان را موفق دانست. آيا كساني كه با تجارت‌هاي سياه (نظير مواد مخدر، قاچاق اسلحه، فساد و فحشا و...) به پول و سرمايه‌ي زياد مي‌رسند موفق هستند؟ سرنوشت قوم نوح، قوم لوط، فرعون و نمونه‌هاي ديگر نشان مي‌دهد كه نمي‌توان موفقيت و شكست را با نگاهي سطحي نگريست. گمان مي‌كنم به همين دليل است كه در قرآن كريم توصيه شده در سرنوشت پيشينيان‌ دقت و تأمل كنيم.

و اما شاه كليد طلائي موفقيت، يعني كليدي است كه به تنهايي بتواند تمام درها را بگشايد. چيست؟ شاه كليد، گرچه بسيار در دسترس است، اما در حال حاضر به دليل شرايط پيچيده‌اي كه ما انسان‌ها براي خود درست كرده‌ايم يافتن آن بسيار دشوار و پيچيده شده است.

آيا موفقيت چيزي جز"نشاندن تير بر هدف مورد نظر" است؟ اگر چنين است آيا نشانه‌گيري دقيق و درست به تنهايي مي‌تواند موفقيت ما را تضمين مي‌كند؟ در آيه زيبايي در قرآن كريم خداوند مي‌فرمايد: «تو تير مي‌اندازي اما در واقع خداست كه آن تير را به هدف مي‌نشاند!»(3) و اين يعني تنها زماني موفق مي‌شوي كه خدا بخواهد و تو را ياري دهد. پس اين شاه كليد طلائي، هم‌قصدي و هماهنگي با نيروي هستي است. با درك قصدهاي هستي، همسويي با آن و تلاش در جهت تحقق آن، شخص در دستيابي به اهداف خود از حمايت آسماني برخوردار مي‌شود؛ حمايتي كه بدون آن تحقق هيچ هدفي ميسر نيست.

آيا اين موفقيت‌ها و حمايت‌ها فقط شامل برگزيدگان يا بزرگان مي‌شود؟ در واقع اين قانون آنچنان جامع و دقيق است كه حتي با انجام بخشي از آن، كيفيت اعمال به يك باره ضريب بسيار بالايي را (بسته به ميزان همسويي) پيدا مي‌كنند. با اين هماهنگي است كه نقاشي معمولي بهترين نقاش جهان مي‌شود؛ يك دانشمند و متفكر به بزرگترين و برجسته‌ترين دانشمندان دوره خود بلكه تمام دوران‌ها تبديل مي‌شود. ميكل‌آنژ و انيشتين نمونه‌هاي برجسته‌اي هستند كه تفاوت معني‌داري از لحاظ موفقيت با بقيه هم سنخان خود داشتند.

و شرايط واقعي انسان امروز از ديدگاه هماهنگي: در حال حاضر ما نه تنها از موفقيت در كار و زندگي‌مان دور و دورتر مي‌شويم، بلكه از بروز استعدادهاي ذاتي خود نيز باز مي‌مانيم و حتي در انجام كارهاي ساده و معمولي‌مان نيز به مشكل برمي‌خوريم. چرا؟ چون انسان از فطرت خود فاصله گرفته و حمايت نيروي برتر الهي را از دست داده و تنها شده است. نيروي او به تنهايي در شرايط پيچيده مشكلات، بسيار كم و محدود شده است. شرايطش مانند كسي است كه بيمار شده و در اثر ضعف قادر به انجام اعمال عادي خود هم نيست. اين نيروي كم براي عبور از مشكلات كافي نيست و انسان را دچار شكست‌هاي پي در پي مي‌كند

چاره اين است كه به اصل خود برگرديم و صفات ذاتي و فطرت پاك خود را بازيابي كنيم. پس از مشاهده و شناخت، تمام صفات لازم كه به صورت نهفته در آمده، به تدريج يا به يكباره در ما احياء مي‌شود. از آن پس ديگر لزومي ندارد كه انسان براي موفقيت تلاش كند، موفقيت از آنِ انسان است و به راحتي در اختيار انسان قرار مي‌گيرد. چرا كه گفته شده است: "موفقيت از آن دارندگان صفات متعالي و تقوا پيشگان است."(4)

پي‌نوشت:

1- از لحاظ نوع نه اندازه

2- كتب الهي و كتب تخصصي در اين زمينه

3- «و ما رميت اذ رميت و لكن الله رميت»

4- العاقبه للمتقين


  دانلود        
  موارد مرتبط