باشد براي فردا
تعداد بازديد: 66
ـ فردا امتحان دارم، سه فصل از كتاب مانده كه هنوز نخواندهام، زمان كمي در اختيار دارم...الان ميخوابم تا ببينم بعداً چه ميشود!
ـ ظرفها نشستهاند، اتاقها نامرتباند، بايد همه جا را جارو بزنم... ولش كن، الان تلويزيون نگاه ميكنم تا ببينم بعداً چه ميشود!
ـ دوازده تا پرونده باقي مانده كه تا آخر وقت اداري حتماً بايد به آنها رسيدگي كنم...حالا حوصله ندارم، بروم با همكارم گپي بزنم!
موفقيت هم مثل چيزهاي ديگر سدها و موانعي دارد. يكي از اين سدها، خصوصيتي است كه به آن تعلل يا اهمالكاري ميگوييم، يعني در حالي كه مصمم به انجام كار هستيم، بدون علت آن را به تأخير مياندازيم و دقيقاً ميدانيم اين عقب انداختن چه عواقبي دارد. حتي خودمان را سرزنش ميكنيم يا دليل ميتراشيم، اما ناخودآگاه به اهمالكاريمان ادامه ميدهيم و آخر سر هم يا در آخرين فرصت، كار را با اكراه تمام ميكنيم يا هرگز تمام نميكنيم! شايد شما هم جزء كساني باشيد كه گاه و بيگاه در كارها تعلل ميكنيد، در اين صورت شايد برايتان جالب باشد بدانيد كه در تعلل و اهمالكاري، دست كم هفت عامل مشخص نقش دارند. اينك ميخواهيم به سراغ اين هفت عامل و راههاي مواجهه با آنها برويم:
من بلد نيستم
در اين حالت به خاطر ترس از مهارت نداشتن و خراب كردن كار، آن را به تعويق مياندازيم! اين ترس اغلب از كمبود اعتماد به نفس يا دست كم گرفتن خود ناشي ميشود اما در هر حال راهحل، به عقب انداختن كار نيست، بلكه بهتر است قبل از هر چيز در مورد آن مطالعه و تحقيق كنيم، ببينيم شرايط آن كار چيست، به چه پيش فرضها و يا زمينهسازيهايي احتياج دارد؟ چه منافع يا ضررهايي دارد؟ چقدر با تواناييها و استعدادهاي ما هماهنگي دارد؟ و خلاصه بعد از آن كه اطلاعات لازم را به دست آورديم، تصميم قطعي براي انجام آن بگيريم و همان تصميم را عملي كنيم. خوبست از همان اول به اين سؤالها جواب بدهيم، چرا لازم است اين كار را فوري انجام دهم؟ نتايج انجام دادن يا ندادن آن چه خواهد بود؟ شرايط انجام آن چيست؟ چه كنم تا كار بهتر و بينقصتر انجام شود؟و...اين سؤالات را ميتوانيد از قبل، در يك دفترچه بنويسيد و قبل از انجام هر كاري، به آنها پاسخ دهيد.
عادت كردهام، كارم را عقب بيندازم
براي بعضي از ما، به تعويق انداختن كارها در طول زمان، به صورت عادت در آمده و اگر كمي با خودمان روراست باشيم بايد بگويم، تا حدي هم همراه با لذت و خوشي است، چون انگار به نوعي فرار از زحمت و كار را در پي دارد! اگر اهمالكاري ما به خاطر عاداتي باشد كه طي زمان پيدا كردهايم، بايد به تدريج به ترك آن عادات مشغول شويم. روانشناسها عقيده دارند براي ترك هر عادتي بهتر است عادتي جديد را جانشين عادت نامناسب كنيم (مثل عادت به انجام سريع و به موقع كار، به جاي عقب انداختن آن، يا عادت به آدامس جويدن به جاي جويدن ناخنها). اين كار بايد به تدريج ولي با انرژي و محكم انجام شود. عادت به معني مأنوس شدن با رفتاري خاص است و انس گرفتن با رفتار و پذيرفتن رفتار جديد نياز به صرف زمان دارد و اگر عادت قبلي موقتاً برگشت، بايد با تمرين دوباره، زمينه را براي ترك آن فراهم كرد.
حال ندارم، رمق ندارم
در اين حال انگار سدي در برابر فعاليت و حركتمان ايجاد ميشود كه ما را از هر حركتي باز ميدارد. اين سد، با عزم و جزم و تصميم و پايبندي محكم به كاري كه ميخواهيم انجام دهيم برداشته ميشود. ضمناً با ايجاد انگيزهي قويتر در خود ميتوان بر آن فائق آمد. بستن عهد با خود و هر روز تكرار آن عهد و انگيزهها، ميتواند كمك كننده باشد. در بسياري موارد، رمق نداشتن يا بيحوصله بودن، ناشي از عدم علاقه به كار، اجبار يا اصرار ديگران به جاي علاقه شخصي و تن دادن به چارچوبهايي است كه هنوز به فهم كامل خود فرد در نيامده است.
فراموشم شده
فراموشكاري، اغلب به دليل توجه نداشتن به هدف يا اهداف در وظايف و كارهايي كه بايد انجام دهيم صورت ميگيرد. براي جلوگيري از آن در درجه اول، نياز به يك برنامهي مشخص داريم، البته رفتارهايي هم براي غلبه بر فراموشكاري توصيه ميشوند كه عبارتند از: تهيه يادداشت و گذاشتن آنها جلوي چشم (روي آينه، روي كمد يا يخچال و...)، استفاده از ساعت زنگدار يا ساعت موبايل، كمك خواستن از اطرافيان براي يادآوري انجام كار. ضمناً ميتوان شروع كار را با برنامهي تفريحي تطبيق دهيم، مثلاً قبل از آغاز كار، چاي شيريني، بستي يا...بخوريم! لذت ناشي از برنامهي تفريحي باعث ميشود انجام كار در خاطرمان بماند و فراموش نشود.
مهارت كافي ندارم
گاهي مهارت نداشتن باعث ميشود كارمان به موقع انجام نشود. مثل زماني كه ميگوييم انشايم خوب نيست تا مثلاً متن را بنويسم، نقاشيام خوب نيست يا... اما اين هم بهانهي قابل توجيهي نيست، چون به راحتي ميتوان در حين كار زماني را براي يادگيري مهارتهاي جديد در نظر بگيريم.گذراندن روزهاي مقدماتي در كار مورد نظر، مشورت با صاحبنظران و مطالعه كتابهاي مرتبط، ميتوانند كمك كننده باشند. بسياري از ما متوجه نيستيم كه مهارت را بايد با تمرين و ممارست آموخت و بر اين باوريم كه بايد از بدو تولد بسياري از مهارتها را با خود به دنيا آورده باشيم. به همين دليل اقدام به موقع و منسجمي در جهت يادگيري و كسب مهارتها به عمل نميآوريم.
شرايط بدني مناسبي ندارم
شرايط فيزيكي و بدني نامناسب مثل بيماري، سردرد، خستگي، فشار خون و...واقعاً باعث تأخير دركار ميشوند اما اينها هم راهحل دارند. مراجعه به پزشك و روانشناس و كلاً اقدام براي درمان و گاهي هم قرار گرفتن در يك وضعيت دلخواه جديد ميتواند كمك كننده باشد. مثل زماني كه سردرد داريم و ناگهان يك دوست عزيز و صميمي را ملاقات ميكنيم و سردرد از يادمان ميرود. ميتوان با ايجاد موقعيتهاي لذتبخش و انجام كارهايي كه دوست داريم، دردها را كاهش دهيم.
به دنبال فرصت بهتري هستم
شايد اين كار بعضي مواقع مفيد باشد مثل زماني كه كسي كه حافظهي ضغيفي دارد و درسهاي حفظي را براي يكي دو روز مانده به امتحان نگه ميدارد تا از يادش نرود، اما كلاً اين كار باعث انباشته شدن كارها ميشود و متأسفانه چون ارزيابي صحيحي از زمان صحيح انجام كار نداريم منجر به اين ميشود كه حجم زيادي از كارها روي دستمان ميماند. در اين زمينه بهترين كار زمانبندي و برنامهريزي دقيق كار است و اين كه اصولاً كاري را براي انجام انتخاب كنيم، كه بدان علاقمنديم.
توجه داشته باشيد كه آدم موفق كسي است كه براي رسيدن به هدف، هر سد و مانعي را، هر قدر سخت، از سر راه برميدارد.