براي پروانه شدن بيپروا باشيم
تعداد بازديد: 71
روزي دو كرم پروانه در حال صحبت بودند كه ناگهان پروانهاي زيبا از بالاي سرشان رد شد. يكي از كرمها به ديگري گفت: «من هيچ وقت مثل اين پروانه پرواز نخواهم كرد».
رؤياي پروانه شدن براي خيلي از ما ناممكن به نظر ميرسد، شايد هم خيلي از ما اصلاً فراموش كرده باشيم كه قرار است پرواز كنيم. دگرديسي مثل آن چه در طبيعت اتفاق ميافتد اجتناب ناپذير است مگر اين كه ما خودمان مثل اين كرم كوچولوي داستان باورش نكنيم. دگرديسي تغيير بزرگي است كه در آن شكل آدم عوض ميشود؛ درونش و بيرونش و به ناچار محيطش هم عوض ميشود. هيچ پروانهاي را ديدهايد كه روي زمين بخزد؟ پس چرا خيلي از ما دست از كرم بودن برنميداريم و دوست داريم همين طور به زمين بچسبيم؟
براي اين كه پروانه شويم بايد چيزهايي را تحمل كنيم. مدتي در يك جاي تنگ و تاريك بمانيم. بعد تازه بايد كلي تلاش كنيم پيلهاي را كه درست كردهايم (يا برايمان درست كردهاند) پاره كنيم و بيرون بيايم. بعد هم معلوم نيست در بيرون چه خبر است. ما هر چيزي را كه نتوانيم در ذهنمان تصور كنيم به طور خودكار پس ميزنيم و يك جور ترس از تغيير و ترس از ناشناخته در وجودمان هست. رفتار كلي اكثر ما اين است كه هر چه كمتر زندگيمان را تغيير دهيم، كمتر مجبور ميشويم خودمان را تطبيق دهيم و بنابراين زندگي آسانتر ميشود. حالا اگر يك وقتي ايجاد تغيير لازم يا ضروري شود، آن را به چشم مبارزه و تلاشي طاقتفرسا نگاه ميكنيم.
اما در اين دنياي بزرگ هنوز هم افرادي هستند كه از تغيير استقبال ميكنند. منظورم آدمهاي خيلي مشهور يا خيلي موفق نيست. آنها كه جاي خودشان را دارند. منظورم آدمهاي معمولي است، اما آن معموليهايي كه نزديك به طبيعت زندگي ميكنند، مثل بوميهاي قبايل. اين آدمها كه كمتر در بارهشان ميشنويم، روش خاصي در زندگي دارند. آنها از طبيعت الهام ميگيرند و يكي از درسهاي طبيعت اين است: «تغيير را دوست و متحد خود بساز و بگذار به نفع تو عمل كند نه بر ضد تو».
نگاهي به بعضي از اين عناصر طبيعت مثل آب و باد بيندازيم؛ ببينيم چقدر سيال و انعطافپذيرند؟ چطور به سرعت تغيير شكل ميدهند؟ آب و باد در جهت تغيير حركت ميكنند و آسانترين راه يعني حداقل مقاومت را در پيش ميگيرند.
آدمهايي كه بيشتر در طبيعت زندگي ميكنند ميتوانند خودشان را به سرعت با اتفاقات هماهنگ كنند، چون تغيير را فرصت ميبينند نه تهديد. آنها از شگفتي و خودجوشي كه به طور طبيعي همراه تغيير است با روي باز استقبال ميكنند.
يك نكته جالب ديگر در مورد اين آدمها اين است كه چون ميدانند تغيير، هميشه در حال وقوع و اجتناب ناپذيراست، به اتفاقات پيش از رخ دادنشان و به طور شهودي پاسخ ميدهند نه اين كه صبر كنند تا زندگي آنها را مجبور به تغيير كند. در دنياي طبيعت، تغيير، راز بقا و تجديد حيات است. بنابراين آنها هم خود را آماده ميكنند تا خود را با جوش و خروشهاي آينده رودخانه هماهنگ و دگرگون كنند.
براي خيلي از ما تغيير مساوي رنج و سختي است. بنابراين يا ناديدهاش ميگيريم و چشممان را ميبينديم يا اين كه با آن مبارزه ميكنيم. همانگونه وقتي ما ياد گرفتيم تغييرات آب و هوا را پيشبيني كنيم ديگر باد و طوفان غافلگيرمان نميكند و حتي ميتوانيم از نيروي باد به نفع خودمان استفاده كنيم، رفتار مناسب در برابر ساير تغييرات نيز ميتواند روي ديگر سكه را آشكار كند.
اگر گاهي به خاطر عادتها، باورها و شرطيشدگيها، تغيير سخت به نظر ميرسد به خاطر داشته باشيم كه «حتي كرمها هم ميتوانند پرواز كنند فقط كافي است از پيله خود بيرون بيايند و خود را به باد بسپارند».