بعد از ظهر شكستت خواهم داد
تعداد بازديد: 69
پائولو كوئيلو نويسندهاي است كه كتابهايش به 56 زبان ترجمه شدهاند. او از طريق اين آثار توانسته بر ذهن ميليونها خوانندهاي كه به دنبال يافتن راه خويش و روشهاي تازه براي درك جهان هستند تأثير بگذارد. خودش میگويد: از همان روزهای نخستين ورود به مدرسه، آرزويم را شناختم؛ نويسندگی، و در نوجوانی آن زمانهايی که خيلي تنها بودم فكر ميكردم بهترين راه براي ارتباط من با دنيا، شعر است. هنوز هم معتقدم که كلمات بهترين راه من براي درك دنيا و خودم هستند. ايمان پائولو به اين كه سرنوشت و سرانجام هر انسان اين است كه در اين دنياي تاريك، به يك رزمآور نور تبديل شود، پيامي بسيار عميق و انساني است.
پائولو نويسندهای آگاه بر شرايط روزگارش است كه در گفتن حقايق ترسی به خود راه نمیدهد. او در نامهاي طنزآميز به رييس جمهوري ايالات متحده آمريكا، به مخالفت با آغاز جنگ اين كشور در منطقهي خاورميانه پرداخته است. او در نامهاش آورده است:
«متشكرم، رييس جمهور بوش! متشكرم كه به كالين پاول اجازه داديد خودش را دست بيندازد و تصاويري را به شوراي امنيت سازمان ملل نشان دهد كه يك هفته بعد، بازرس مسؤول خلع سلاح عراق، آنها را باطل اعلام كرد.
به اين خاطر هم متشكرم كه بعد از تمام تلاشهايتان براي تبليغ جنگ، باعث شديد ملتهاي عرب كه اغلب اختلاف داشتند، در ملاقات قاهره براي اولين بار همنوا شوند و هر حملهاي را محكوم كنند.
به خاطر سياست خارجيتان متشكرم كه باعث شد وزير امور خارجهي بريتانيا، اعلام كند كه در قرن بيست و يكم، «جنگ ميتواند توجيه اخلاقي داشته باشد» و بدين ترتيب تمام اعتبارش را از دست بدهد.
متشكرم كه به چيزي دست يافتيد كه در اين قرن كمتر كسي به آن رسيده است، متحد كردن ميليونها انسان در تمام قارهها براي جنگيدن به خاطر يك عقيده، البته اين عقيده مخالف عقيدهي شماست.
متشكرم كه ما را ناديده گرفتيد، تمام مخالفان خود را به حاشيه رانديد، زيرا آيندهي زمين از آن راندهشدگان شماست.
متشكرم، زيرا بدون شما نميتوانستيم توانايي تحرك خود را دريابيم، شايد اين توانايي اكنون به كار ما نيايد، اما در آينده بسيار مفيد خواهد بود.
اكنون كه ظاهراً راهي براي خاموش كردن طبلهاي جنگ وجود ندارد، مايلم چيزي بگويم. همان گونه كه يكي از شاهان كهن اروپا به مهاجمي گفت: بامدادت زيبا باشد، آفتاب بر جوشن سربازانت بتابد، زيرا بعد از ظهر شكستت خواهم داد.
متشكرم كه به ما؛ لشكر مردم گمنام خيابانها كه ميكوشند فرايندي به راه افتاده را متوقف كنند، اجازه داديد تا بدانيم احساس ناتواني چه اندازه بد است و بجنگيم تا اين احساس را سركوب كنيم. پس، از بامدادتان لذت ببريد و از هر افتخاري كه فعلاً براي شما به ارمغان خواهد آورد.
متشكرم كه به حرفهاي ما گوش نكرديد و ما را جدي نگرفتيد، اما بدانيد كه ما به شما گوش ميدهيم و حرفهاي شما را هرگز از ياد نخواهيم برد.