به خودم قول ميدهم
تعداد بازديد: 68
«از شنبه هر روز يك ساعت ورزش ميكنم»، «تا 3 ماه ديگر 10 كيلو وزن كم ميكنم»، «سال جديد كه شروع شود به كلاس زبان ميروم» و ...
اينها قول و قرارهايي است كه شايد خيلي از ما با خود ميگذاريم اما ماهها يا سالها طول ميكشد و ميبينيم كه حتي يك سانتيمتر هم از جاي اول حركت نكردهايم يا اين كه مثل يويو بالا و پايين ميرويم و دلمان را به مختصر پيشرفت خود خوش ميكنيم. تحقيقات نشان ميدهد كه 20 درصد از قولهايي كه در اول سال به خود ميدهيم در هفته اول سال جديد شكسته ميشوند و 8 درصد هم در طول يك سال، اما يك سؤال بزرگ. چرا؟ و يك سؤال بزرگتر اينكه «چه كار ميتوانيم بكنيم»؟
يا همه چيز يا هيچ چيز
قولهاي ما وقتي شكسته ميشوند كه مطلقگرا ميشويم يا به عبارتي شيوه تفكر «همه يا هيچ» را در پيش ميگيريم. خيلي از آدمها به اين فكر ميكنند كه يا قولشان را نگه دارند يا آن را بشكنند. تا وقتي كه پيشرفتمان قابل قبول باشد، اين طور سياه و سفيد فكر كردن اشكالي ندارد. اما سرور يك موفقيت ناب به راحتي با شكستي كوچك رنگ ميبازد و ما را در حسي از شكست مطلق غرق ميكند. به عبارت ديگر تفكر همه يا هيچ آدم را به علت بعدي عهدشكني، يعني اثر گوله برف ميرساند.
اثر گلوله برف
آنهايي كه رژيم ميگيرند، خيلي زياد دچار اثر گوله برف ميشوند. يعني فكر ميكنند يا بايد رژيم باشند يا نباشند و به خاطر همين اگر يك بار رژيم خود را بشكنند و مطابق برنامه عمل نكنند فكر ميكنند قول خود را شكستهاند و تا خرخره ميخورند. درست مثل يك سنگ كوچك كه از بالاي تپهاي پوشيده از برف به پايين ميغلتد و در نهايت به گوله برفي بزرگ تبديل ميشود كه كنترل آن سخت يا غير ممكن است.
تمركز بر شكست به جاي موفقيت
يك اصل خيلي ساده در روانشناسي هست مبني بر اينكه اعمالي كه پاداش به همراه دارند، تقويت ميشوند و احتمال تكرارشان بيشتر ميشود. ظاهراً اين مسئله خيلي واضح به نظر ميرسد اما اكثر مردم عكساش را انجام ميدهند. مطالعات نشان ميدهند افرادي كه در بعضي از برنامههاي خود شكست ميخورند به جاي پاداش براي موفقيتها، بيشتر خودشان را براي شكستهايشان مجازات ميكنند.
هدف گذاري نامناسب و فراموشي
همه اين دلايل، ريشه مشترك دارند. اكثر افراد تصميم ميگيرند كه در سال پيش رو فلان كار را انجام دهند اما فراتر از آن فكر نميكنند. يك تصميم ساليانه بيش از حد دور است كه انگيزه بخش باشد. به همين خاطر ممكن است اقدامي نكنيم يا برنامهاي براي عملي كردن آن نريزيم و چون چنين هدف دوردستي بر صفحه رادار ما نقش نميبندد به زودي و به راحتي فراموشش ميكنيم تا سال بعد. تحقيقات نشان ميدهد تقسيم كردن هدفي دوردست به قسمتهاي قابل اجرا در زمان معين ميتواند ما را از اين دام نجات دهد.
جدي نبودن و مهم ندانستن هدف
براي اكثر آدمها تصميم و عمل به آن، يك احتياج و ضرورت نيست. قطعاً دوست دارند خوشاندام باشند، سيگار را كنار بگذارند، روابط بهتري داشته باشند يا... اما تا هفتم فروردين روي مسائلي متمركز ميشوند كه به نظر مهمتر ميرسند يا درگير حل كردن مسائل ديگر ميشوند، اهداف بلند مدتترشان وارد حاشيه ميشود و به زودي به دست فراموشي سپرده ميشوند. اگر انگيزه دروني و قوي براي انجام كاري نداشته باشيم در آن موفق نميشويم.
نداشتن دورنما و ندانستن چرايي
سنت اگروپري ميگويد: اگر ميخواهيد كشتي بسازيد مردم را فرا نخوانيد كه چوب جمع كنند و براي آنها كار و وظيفه معين نكنيد، بلكه به جايش به آنها وسعت بيانتهاي دريا را نشان دهيد و اشتياق براي اين تجربه را تقويت كنيد. دورنماي كار خود را معلوم كنيد و انگيزه خود به خود خواهد آمد.
قدرت انگيزهبخش هر هدفي، برخاسته از اين درك است كه چرا واقعاً آن را ميخواهيد؟ بسياري از كساني كه تعهدي ميدهند به انگيزههاي پنهان آن فكر نميكنند. وزن كم كردن به خاطر خود وزن كم كردن، ممكن است هدف خوبي باشد اما وقتي كه لازم باشد براي آن سختي بكشيم انگيزهاي كافي نيست. اگر واقعاً به اين نتيجه برسيم كه پيامد ورزش و وزن كم كردن، سلامت بيشتر، روحيه شادتر و حضور مؤثرتر است، آن وقت انگيزه كافي را خواهيم داشت.
نداشتن پشتكار
همه دلايل كوچك براي عمل نكردن به قول و قرارها به يك دليل بزرگ ختم ميشوند كه همان نداشتن پشتكار است. مطالعات نشان ميدهند كه تغيير، عموماً روندي ممتد و تدريجي است نه تلاشي كه با يك بار انجام دادن به پايان برسد. حتي تا سالها پس از موفق شدن، فرد بايد برنامهاي براي ادامه كار داشته باشد.
اگر ميخواهيم به خاطر عمل نكردن مداوم به قولهايي كه به خود ميدهيم دچار سرخوردگي نشويم و احساس شرمندگي و عدم كفايت نكنيم؛ اگر ميخواهيم قول و قرارهايي كه براي تغيير رفتار يا وضعيتي در زندگي با خود ميگذاريم جواب دهند و پس از مدتي به دست فراموشي سپرده نشوند، لازم است در درجه اول بدانيم كه چرا ميخواهيم اين تغيير اتفاق بيفتد. رسيدن به جواب اين سؤال ما را متعهد ميكند، طوري كه ديگر با هر شكست كوچكي ميدان را خالي نميكنيم. تصميمات آني كه عموماً بر اساس هيجانزدگي گرفته ميشوند با دوام نيستند. بنابراين خوب به دليل انجام كار خود فكر بكنيم و البته انجام آن را به تأخير نيندازيم و منتظر لحظه معجزهآساي شروع كار نمانيم كه اين خودش نوعي ايدهآل گرايي است و بازدارنده حركت.