به طبل زمان گوش كن
تعداد بازديد: 60
هر زماني روش خود را ميطلبد و هر طلبي روش خود را ميخواهد. اگر طالب چيزي هستي به طبل زمان گوش كن و هماهنگ با آن طلبت را بطلب. برگرفته از كتاب تعاليم حق (جلد دوم)
صبح، خورشيد تازه از افق بيرون آمده بود. روباه كه پشت به خورشيد ايستاده بود و سايهاش تمام دشت را پر كرده بود، خميازهاي كشيد و بعد نگاهي به سايه بزرگ خود كرد و گفت: چقدر گرسنهام، امروز براي غذايم بايد يك فيل شكار كنم. هنگام ظهر، روباه كه هنوز چيزي براي خوردن پيدا نكرده بود؛ نگاهي به سايه كوچك خود كه زير بدنش قرار گرفته بود انداخت و گفت: اگر بتوانم يك موش كوچك هم شكار كنم برايم كافي است.
شناخت ما از خود و جهان نقش مهمي در تعيين هدف و عملكردهاي ما دارد. اين شناخت ارتباط مستقيم به سطح آگاهي و بالطبع زاويه نگاه ما و نوع ارتباطي كه با هستي برقرار ميكنيم دارد. هر يك از ما به ميزان زنده و هشيار بودنمان، هستي را زنده و هشيار مييابيم. انگار هستي در واقع مثل يك آينه، تصورات، برداشتها، و حتي خود ما را در مرحلهاي كه هستيم براي ما منعكس ميكند. در واقع جهاني كه تجربه ميكنيم، ارتباط مستقيم به نگاه ما دارد، به ميزاني كه رشد ميكنيم، نگاه ما به جهان نيز تغيير ميكند.
تعداد بسيار معدودي به تجربه دريافتهاند كه جهان مثل يك موجود زنده با آنها تعامل دارد. آنان معمولاً در زندگي به موفقيتهاي بسيار بزرگ دست مييابند، زيرا ميدانند كه چگونه كليد حل مشكلات را در خود مشكل بيابند. توجه به زمان و اقتضائات آن، آهنگي كه هستي در هر لحظه در حال نواختن است و همسويي با آن، و هدفي جز همراهي با آن نداشتن هدف اصلي آنها را تشكيل ميدهد. ما نيز با نگاه به خود و دقت در زندگي و كارهايمان ميتوانيم دريابيم كه كارها و زندگي را با كدام ديد و با توجه به كدام بخش وجودمان پي ميگيريم؟
ميلياردها جمعيت روي زمين، گرچه به ظاهر در جهان واحدي زندگي ميكنند، اما هر كدام در سطح خاص خود جهان را تجربه ميكنند. جهاني كه من تجربه ميكنم، با جهان ديگري متفاوت است. انگار همزمان ميلياردها جهان به صورت همزمان تو در توي هم قرار دارد. جهان هر كدام به سطح خاص و نگاه هر فرد به خود و جهان بستگي دارد. عدم درك متقابل افراد از يكديگر نيز از آنجا سرچشمه ميگيرد كه شخص قادر به درك نگاه ديگري از جهان نيست.
هر انسان نياز به شرايط خاصي براي شكوفايي دارد. حتي بين فرزندان يك خانواده كه از يك پدر و مادر هستند، تفاوتهايي وجود دارد. انگار هر انساني براي انجام كار خاصي روي زمين آمده است و ممكن است در كارهاي ديگر موفق نباشد. در واقع اگر كسي كه ميتواند بهترين فرمانده نظامي، بهترين نقاش، بهترين مخترع يا .... شود، اگر به هر كار ديگري بپردازد، اشتباه بزرگي كرده است، زيرا نقش و مأموريت خود را انجام نداده است. در انجام آن كار خاص است كه شكوفايي تمام استعدادهاي او طراحي شده است و ميتـواند با انجام آن مأموريت، به هدف اصلي خود يعني رسيدن به مقام انسان كامل و متعالي نائل شود.
وجودي هشيار در درون شخص و در هستي وجود دارد كه هر فرد را در رسيدن به اين هدف ياري ميكند. گاهي مسير او را به گونهاي هموار ميكند كه در تحقق آن هدف موفق باشد. اگر در مسير خود اشتباه برود، به زبانهاي گوناگون سعي ميكند كه او را متوجه اشتباه او بكند و گاه مشكلاتي در سر راه او پديد ميآورد تا به خود آيد، چنين مشكلاتي را بايد به ديد مثبت نگريست.
براي رسيدن به موفقيت لازم است عواملي كه از موفقيت ما جلوگيري ميكنند را بشناسيم و از آنها عبور يا گذر كنيم. و عواملي را كه ما را در رسيدن به هدف اصلي ياري ميكنند بشناسيم و در جهت آن حركت كنيم. ميتوان گفت كه رسيدن به موفقيت يك مبارزه است، مبارزهاي كه علاوه بر تلاش، نياز به شناخت عوامل مؤثر در اعمال ما دارد.
ميتوانيم اين عوامل را در چند دستهبندي بزرگ قرار دهيم. دو دستهبندي مهم كه براي زندگي فعلي ما اهميت بيشتري دارند عبارتند از: الف) عوامل تسهيل كننده و حمايتگر جهت شناخت و تقويت راه ارتباط با آنها ب) عوامل مانع و مزاحم جهت شناخت حذف تماس و همسويي با آنها. انجام اين كار ميتواند ما را در رسيدن به اهدافمان ياري كند.
علاوه بر اين لازم است تأثير چيزهايي را كه در طلب آنها هستيم بر محيط و ديگران و جهان بسنجيم. گاهي چيزي كه ميخواهيم ارزش هزينه و ضررهايي كه به ديگران يا محيط زيست ميزند را ندارد. ببينيم تصميمات و اعمال ما درسرنوشت بقيه چه اثراتي دارد؟ چه كساني به تصميمات ما وابستهاند و نظر آنها چگونه بايد تأمين شود؟ و ..