تحمل انتخابهايمان را داشته باشيم
تعداد بازديد: 77
پينوشت:
1- سفر به ديگر سو، كارلوس كاستاندا، دل آرا قهرمان
تصور كنيد كه اگر جهان طوري بود كه وقتي فيلمي را انتخاب ميكرديد نميتوانستيد به انتخاب خود آن را متوقف كنيد و ميبايستي آن را خوشتان بيايد يا نيايد، تا انتها نگاه كنيد.
قطعاً در چنين وضعيتي انسان بسيار بيش از وضعيت كنوني در انتخاب فيلمهايي كه ميخواست ببيند دقت ميكرد. حالا تصور كنيد كه در چنين حالتي شما فيلمي را بر اساس ظواهرش و بدون توجه به محتوايش انتخاب ميكرديد. در اين صورت اگر از محتواي فيلم هم بدتان ميآمد مجبور بوديد تا انتها آن را ببينيد.
حال اگر اين فيلم مدتي طولانيتر از يك فيلم معمول داشت انتخاب شما مشكلتر ميشد. مثلاً اگر با هر انتخاب مجبور بوديد فيلمي را كه 24 ساعت طول ميكشيد مشاهده كنيد و نميتوانستيد قبل از پايان آن، ديدن فيلم را متوقف كرده يا مكان را ترك كنيد. آن وقت انتخاب مشكلتر ميشد.
حال فرض كنيد كه انتخابهايي كه در زندگي انجام ميدهيد شما را وادار به شركت در صحنههايي كند كه ممكن است تا آخر عمرتان ادامه يابد. در اين حالت با چه قدر حساسيت و دقت آن صحنهها را انتخاب ميكرديد؟
وضعيت ما در زندگي شبيه همان كسي است كه با اعمالش انتخاب ميكند كه در ادامه عمرش در چه صحنههايي شركت كند. اما با اين تفاوت كه اكثر انسانها نميدانند كه آنها مجبورند كه عواقب انتخاب خود را بپذيرند و با نتايج آن چه خوب و چه بد عمري را سپري كنند. انسان چنين ديدگاهي را درباره نتيجه اعمال و انتخابهايش ندارد. به عبارتي وي توجه ندارد كه هر عملش تا چه حد روي زندگي آيندهاش مؤثر واقع ميشود.
همه ما به لحاظ عقلي تأثير اعمال خود را بر زندگي خودمان ميدانيم. در تعاليم اديان هم اشارات متعددي بر اين موضوع وجود دارد كه شايد يكي از مشهورترين اين اشارات حديث پيامبر اسلام(ص) باشد كه ميفرمايد: دنيا مزرعه آخرت است. علاوه بر اين تعاليم، از هر كسي در اين باره سؤال شود ميتواند جوابهاي معقولي را درباره ضرورت مسئوليتپذير بودن نسبت به اعمال خود ارائه كند. اما اكثر ما اين حقيقت را تنها در سطحي انتزاعي پذيرفتهايم. آن را باور داريم اما اين باور فقط تقليدي از حرفهاي ديگران است. به عبارتي در ظاهر اين بيان متوقف شدهايم و به باطن آن راه پيدا نكردهايم.
نشانه اصلي اين موضعگيري عادت شده اكثر ما اين است كه تحمل انتخابهاي خودمان را نداريم. وقتي وضعيتي پيش ميآيد كه ناخوشايند است آن را كمتر ناشي از انتخاب خود ميدانيم و كمتر خود را مسئول ايجاد آن محسوب ميكنيم.
يكي از باطنگرايان معاصر در اين باره چنين مينويسد: «وقتي انسان تصميم ميگيرد كاري را انجام دهد بايد با تمام وجود آن را بپذيرد و انجام دهد و مسئوليت تام و تمام آنچه را كه ميكند بپذيرد. او اول بايد بداند كه چرا آن كار را انجام ميدهد و آن وقت بايد هر چه را كه براي انجام آن لازم است بدون كوچكترين ترديد و كمترين پشيماني بپذيرد.(1)
هر عملي ممكن است تبعات قابل پيشبيني و غيرقابل پيشبيني خاصي داشته باشد كه عملكرد درست از اين ديدگاه اين است كه مسئوليت تام و تمام آن را بپذيريم و اگر اثرات ناخوشايندي در اثر اعمال خودمان برايمان پيش آمده، نرمش و بصيرت كافي براي پذيرش اشتباهاتمان را داشته باشيم.
پذيرش مسئوليت اعمالمان به اين معني است كه ما عميقاً دريافتهايم هستي عادل است و آنچه كه بر ما ميگذرد همه به نوعي به اعمال و اشتباهات خودمان بازميگردد. در اين حالت ما براي اشتباهاتمان كسي را سرزنش نميكنيم و حتي اگر ارتباط خط سير ظاهري اعمالمان با وضعيت ناخوشايند كنوني را نميتوانيم مشخص كنيم، تقصيرات را به گردن ديگران، دنيا و يا خداوند نمياندازيم.
از آن گذشته ما آمادهايم كه اشتباهاتمان را جبران كنيم. حاضريم سختي اين جبران را به جان بخريم زيرا ميدانيم كه ما در برابر آنچه انجام ميدهيم مسئوليم. ما نه فقط در مقابل خود و زندگيمان مسئوليم بلكه در برابر كسان ديگري كه از اعمال ما تأثير ميگيرند، مسئوليت داريم.
قسمتي از اين مسئوليتپذيري در حس عميق آمادگي براي جبران اشتباهاتمان و به هر قيمتي كه شده متجلي ميشود. هنگامي كه ممكن است اشتباهي مرتكب شويم (و اين در بسياري موارد ممكن است اتفاق افتد) لازم است از خود بپرسيم كه در صورت اشتباه، براي درست كردن آن چه كه خرابش كردهايم چه بهايي را حاضريم بپردازيم؟ پاسخي كه به اين سئوال ميدهيم ميتواند معيار مناسبي براي شناخت خودمان از زاويه مسئوليتپذيري باشد.
رازگرايان به اين نتيجه رسيدهاند كه عمده مشكلات انسان از عدم استفاده درست از منابع انرژي دروني ناشي ميشود. گره اصلي در اين است كه انسان رفتارها و بينشهايي را پيشه كرده است كه وي را تضعيف ميكند. يكي از اين مشكلات عميق كه در بهم ريختن نظام انرژي انسان نقش مهمي دارد عدم پذيرش مسئوليت اعمال است.
انسان با فرار كردن از نتايج كارهاي خود، پشيماني از آنها و يا خودخوري درباره وضعيتش (كه انعكاسي از اعمال خودش است) خود را تضعيف كرده و انرژي دروني خويش را به هدر ميدهد. پذيرش مسئوليت اعمال، انسان را به نقطهاي هدايت ميكند كه با قاطعيت و مسئولانه با اعمال خود و نتايج حاصل از آنها روبرو ميشود. حاصل اين رويكرد اين است كه انرژي شخص كه معمولاً در اثر خودخوريها و دلآزردگيهاي بيثمر به هدر ميرود ذخيره شده و به شكل نوعي استحكام دروني در شخص بروز ميكند.
در آخر بيان اين توضيح لازم است كه مفهوم «پذيرش مسئوليت اعمال» جنبهها و زوايههاي ديگري هم دارد و در اين متن تنها به بخشيهايي از اين مفهوم اشاره شده است.