بود شما در نبود شماست
تعداد بازديد: 112
بود شما در نبود شماست
تسليم را تمرين كنيد كه اين شاه كليد عشق است. در واقع كلية احكام الهي و
سفارشات ديني راهي است براي تحقق تسليم حقيقي. زيرا آن كه در برابر خداوند تسليم است با او يكي است و به او پيوسته. و اين هدف غائي آفرينش انسان و جهان است. "با تسليم بودن، منيت ناپديد مي شود." و آنگاه كه "خودي" در ميان نباشد، عشق آشكار مي شود و عشق رستگاري و خوشبختي حقيقي است. در طول تاريخ، انبياء و معملمان الهي، همين تسليم را محور اصلي تمرين شاگردان و پيروان خود قرار داده اند. امتحانات الهي در همين راستا قرار دارند.يعني هر لحظه عشق و تسليمما را در برابرخداوندمحكميزنند.
استاد به شاگرد خود تكليف مي دهد. تكاليف به ظاهر گوناگون. اما همة اين تكاليف و اوامر در واقع روشي است براي استقرار تسليم در فرد. اين ها تمرين تسليم است. وقتي فرد به مرحلة تسليم رسيد، در واقع شايستگي و صالحيت لازم جهت دريافت تعاليم بزرگ و تعليم اعظم را داراست. تنها در چنين شرايطي است كه فرد مورد تأئيد و منتخب خداوند و معلم الهي است. در اين جا دوران آموزش ظاهري با پايان مي رسد و اين مرحلة تعاليم اسرار است...
زندگي نيز روندي است جهت گسترش و استقرار تسليم. اين افزايش و تثبيت جريان الهي در زندگي است.
انسان همه چيز دارد، همة حقيقت و كل اسرار در انسان نهفته شد. بنابراين نياز به تقويت يا افزايش چيزي نيست، تنها لازم است كه انسان شايستگي و آمادگي كافي جهت آشكاري آنچه خداوند به او بخشيده، طبيعت الهي را كسب كند.
مهمترين و حياتي ترين تمرين زندگي، تسليم و عشق است. منتخبين خداوند با واگذاري مسؤليت هاي كوچك، ما را براي مسؤليت هاي بزرگ آماده مي كنند. با انجام صحيح تكاليف جزئي، خود را براي اجراي تكليف بزرگ آماده مي كنيم. با پذيرش و انجام وظايف فرعي،زمينة لازم براي دريافت وظيفة اصلي و نهائي فراهم ميشود.اين روشِ برخورد انبياء و اساتيد حق در آماده سازي پيروان خود جهت ظهور نور الهي و ورود به اقليم خداوندي است.
در كلية نظام هاي الهي و ماورائي، روال چنين است كه به افراد وظايف و
مسؤليت هاي كوچك تر و جزئي تر داده مي شود. به مرور، بنا بر اشتياق و ظرفيت فرد و
ميزان نزديكي اش به جريان هدايت الهي، اين مسؤليت ها و تكاليف بزرگ تر مي شوند.
با هر تكليفي فرد در واقع تعويض خواستة خود را با ارادة شعوري برتر تمرين و تجربه مي كند. هر چه تكاليف، بيشتر و بزرگ تر مي شوند، فرد بيشتر از "منيت" و ارادة شخصي چشم پوشي مي كند و به اين ترتيب انسان به مرحلة " تسليم كامل" نزديك
مي شود...
تسليم بهترين تمرين است. اين تمرين پرواز است. "نباشيد، زيرا بودن شما در نبودن
شماست. پس نبودن "من"را تمرین کنید. آنگاه كه "من" ناپديد مي شود، سايههاي "من" نيز محو مي گردند. وقتي شما نباشيد، سايه از شما به جا نمي ماند. "نبودن من، تنها در عشق و تسليم است كه ميسر مي شود. " و در اين عشق و تسليم، سايه اي از من باقي نمي ماند. نه خودخواهي، خودبيني، خودپرستي. اين ها را تمرين كنيد كه اين تمرين به قلب هدف مي زند...
يكي از دلايل زندگي با اساتيد حق همين محك عشق و تسليم است. در طول دوران شاگردي، استاد در هر زمان به شكلي عشق و تسليم ما را محك مي زند. دائماً تسليم مان را با تكاليفي كه محول مي كند، عميق تر و خالص تر مي نمايد. بارها منيت و خودخواهي ما را تحريك كرده و به ميدان وارد مي كند. سپس با رفتار و روش خود، آنچه را كه به ميدان كشيده تكه تكه ذوب و نابودش مي كند و آنچه را كه در خود جاري شده در ديگري به جريان مي اندازد. هر لحظة زندگي آزموني است از اين كه آيا دوست خداونديم يا دشمن خدا؟ آيا بندة خدائيم يا غير خدا؟ آيا تسليم خدا هستيم يا غير خدا؟...
ادامه دارد