ريسمان الهي
تعداد بازديد: 121
ريسمان الهي
"خدا را به هر نامي كه مي خواهيد بخوانيد، بخوانيد، بخوانيد"
( گزيده اي از سخنان استاد ايليا م)
- آن كه به خداوند عشق مي ورزد، لحظه اي از ياد خداوند، لحظه اي از خدمت و توجه به خداوند، دمي از زمزمه هاي او غافل نمي شود. اين نشانة عشق به اوست. مگر نه اين است كه فكر و ذكر دائمي عاشق معشوق است؟ گفتار، انديشه و احساس و عملش پر از حضور معشوق و براي اوست.
- اسماء پاك و مقدس الهي را از روي عشق به خداوند و با توجه و درك حضور الهي درهرزماني كه ميتوانيد بخوانيد.همة كارها را با ياد و نام خداوند بياميزيد و همراه كنيد
- اگر از سر عشق، خداوند را بخوانيد، خود را بر شما و در شما آشكار مي كند، با ظهور خداوند همة تاريكي ها، همة رنج ها و سختي ها و همة حجاب هاي منيت پليد و شيطاني نابود مي گردد.
- اگر بخوانيد و بدانيد كه او را مي خوانيد، قدرت الهي بر شما آشكار خواهد شد و شگفتي ها مي بينيد. شگفتي هاي نام خداوند را با همة وجود خود صدا بزنيد و حضور الهي را دريابيد. حضور الهي نور است، نوري كه همة تاريكي ها را مي زدايد.
- اسماء مبارك خالق متعال را بخوانيد كه اگر به راستي خوانديد، پاسخ تان مي دهد و نداي الهي را مي شنويد و بدانيد كه رهائي و هدايت در دريافت نداي الهي است.
- با ياد و نام خداوند، بخوانيد، كه اين خواب، بيداري و عبادت خداوند است.
- بگذاريد كه هوشياري الهي (درك حضور خداوند) ذره ذرة وجودتان و زندگي تان را پر كند. بركة خشكيدة وجود خود را در درياي بي كران آگاهي الهي بيفكنيد.
- انسان همان است كه بدان توجه مي كند. به خداوند توجه كنيد تا مانند او شويد.
- نام پروردگار مهربان را بر لبان خويش و در ذهن و قلب خود زمزمه كنيد. كلام خود را از نور الهي پركن تا بهترين ها بر تو واقع شود.
- مگر ممكن است كه كسي به راستي خدا را بخواند و خداوند جوابي ندهد؟ آيا نقص و خطا در خالق متعال ممكن است؟
- همة موجودات به سوي خداوند با مي گردند. همه تسبيح خداوند مي گويند و نام او را تكرار مي كنند. تو نيز به خداوند باز گرد كه شادي و آرامش حقيقي جز در نزديكي به او نيست.
- آرامش جان زميني خاصلخيز است كه دانه هاي خواست و نياز در آن به خوبي مي رويد. خواست ها و نيازهاي (بحق) خويش را در ياد خداوند كه آرامش جان و قلب است بكاريد. زيرا به خوبي تحقق مي يابند.
- خداوند همراه كسي است كه او همراه خداوند است. با توجه به خداوند و خواندن نام هاي او، همراهي و پشتيباني خدا را به سوي خود جلب كنيد.
آنچه در زندگي همة پيامبران، اساتيد و بزرگان تاريخ مشترك بوده، توجة هميشگي به خداوند و ذكر نام هاي مقدس اوست.
نام خداوند آنگاه كه با عشق و آگاهي برده مي شود، در آسمان ها را مي گشايد و به درك اسرار حق منجر مي شود.
زندگي انسان چيزي جز ارتعاشات او نيست. و ارتعاشات حاصل اصوات ماست. اصواتي كه در ذهن و قلب انسان جريان دارد. اگر اين اصوات الهي شود، و نام هاي خداوند باشد، زندگي انسان هم الهي و متعالي مي شود.
بهترين صدقات ذكر اسماء الله و ياد خداوند است و صدقه، دور كنندة بلاها، بيماري ها، سختي هاست.
- محبوبترين و باارزشترين كارها در نزد خداوند،توجه به خداوند و توكل بر اوست.خداوند خود را به كسي مي دهد و وجود خود را به كسي مي بخشد، كه عاشقانه او را صدا مي زند و او را به سوي خود مي خواند.
- تكرار نام خداوند ريسماني است كه ارتباط بين انسان و خداوند را عملي مي كند. آنگاه كه ريسمان پاره شود...
ذكر اسماء و مراقبه بر معناي آن ها هماهنگ كنندة ارتعاشات انساني با ارتعاشات كيهاني و هستي است.
- نام هاي پروردگار، داروي بيماري ها و ضعف هاي انسان است.هركدام از اسماء حق گروهي از بيماري هاي (ذهن و قلب) را درمان مي كند و اسماء اعظم الهي (ماها مانترا) به داروئي مي ماند كه همة دردها و رنجوري هاي انسان را شفا مي بخشد.
- همة موجودات مسير رشد و تكامل خود را طي مي كنند و اين بدان دليل است كه لحظه اي از تسبيح و ذكر خالق خود غافل نيستند. مخلوقات هميشه در توجه و تسليم به خداوند به سر مي برند.
- اگر به موجودات هستي، به موجودات زمينيوآسماني،به جانوران،پرندگان، گياهان، كوه هاودرياها،به كهكشان ها و سيارات و ستارگان خوب گوش دهيد،همة موجودات را تسبيح گوي خداوند متعال مي يابيد. همة هستي را دائماً در عشق ورزي به خداوند و توجه به او مي بينيد. كه صدايشان چيزي جز ذكر حق نيست.
- انسان محصول و تجسم انديشههاي خويش است و انديشه چيزي جز ارتعاش صوت نيست.اگراين انديشه تاريك،پليد و فاسد باشد،همان طور ميشويم و اگرنوراني، بزرگ و شادي بخش باشد نيز اين طور مي شويم.
- حال اگر همة انديشه ها، همة گفتارها و رفتارها، خدايي و الهي و نام هاي پروردگار اجزاء زندگي و انديشة ما باشد، چه اتفاقي خواهد افتاد؟
- آيا در تاريكي مي توانيد ببينيد؟ تا نور نباشد ديدن و تشخيص دادن ميسر نيست. اگر نور نباشد،حيات و زندگي وجود ندارد.همه چيز نابود ميشود و از بين مي رود.تا نور
نباشد زيبائي و عظمت وجود ندارد. آنجا كه نور نيست تاريكي و جهل است، رنج و وحشت است، بلا و گرفتاري است. بيداري در نور است و خوابيدن و خواب ديدن در تاريكي... واقعيت اين است كه بهشت نور و جهنم تاريكي است.
خداوند نور آسمان ها و زمين است. هوشياري الهي كه از ذكر دائمي نام هاي هستي بخشخداوند و توجه بهاو و درك حضوري او ناشي ميشود، نور است.آنگاه كه هشياري الهي جريان يابد،نور الهي در هستيمان ظاهر ميشود.خداوند هر لحظه مخلوق خود را، انسان را به سوي خود مي خواند. ما بايد چكار كنيم؟ آيا او كه با آن بزرگي و مقام عظيمش هر لحظه ما را صدا مي زند نبايد در هر لحظه پاسخش بدهيم و لبيك گوئيم؟
اگر در محضر پادشاهي باشيد و صداي تان بزند، بارها صداي تان بزند اما به او پاسخي ندهيد، بي اهميت و بي اعتنا به كار خود مشغول باشيد، پادشاه در بارة شما چه حكم مي كند؟ و چه فرمان مي دهد؟
- حداقل تنبيه شما اين است كه از كاخ زيبا، از خانة شادي بخش و سرشار از آرامش پادشاه رانده شويد. بايد از شهر پادشاه، از ملكوت الهي خارج شويد. اين حداقل مجازات شماست واي به روز اشد مجازات...
- براي استخراج نيروها و گنج هائي كه در دل زمين است مي بايست زمين را بشكافيم. اما شكافتن زميني تا اعماق آن با دست خالي مقدور نيست. به وسايلي براي نفوذ به اعماق و دسترسي به دل زمين نياز است. اسماء پروردگار وسايلي هستند كه با آن ها مي توانيد به اعماق وجود خود دست يابيدونيروها و گنجهاي پنهان درهستي خود را به دست آوريد. توجه به خداوند، نيرويي است كه به واسطة اسماء الهي، زمين وجود را مي شكافد و عشق به خداوند مي بايست انگيزة كندن و كاويدن اين زمين باشد. جز با اين انگيزه دسترسي به اعماق زمين ممكن نيست.
- نور خورشيد داراي شعاع هاي فراوان و بي شماري است. خورشيد وجود انسان كه همان روح الهي است نيز داراي شعاع هائي است.اگر اين رشتههاي نوراني نباشد، نوري هم وجود ندارد.هر كدام از اين رشتههاي نوراني يكي از نام هاي خالق متعال است. اگر نام هاي خداوند را با آگاهي و توجة كامل و با عشق به خداوند تكرار كنيد، اين خورشيد عظيم،فروزان،و جهانتان روشن شده و سپسزندگي ديگران را به نور الهي خود روشن و نوراني مي كنيد.
- باران كه از ابرها مي بارد، آلودگي ها و پليدي هاي زمين را پاك و آن را زنده و شكوفا مي سازد. آنگاه كه قطرات اسماء الهي از ابرهاي عشق به خداوند فرو ريزد و باران توجه به خداوند پديد آيد، زمين وجود انسان پاك و شكوفا مي شود به اين ترتيب دانه هايي را كه خداوند در روح و جان انسان كاشته (نيروها- قابليت ها و كيفيات باطني) شكوفا شده و ميرويند.وجود انسان،زنده ميشود و بهحيات الهي زندگي و شاد و پربارميبخشد و بهشت الهي عيان مي گردد.