نقشه‌سايت خبرنامه عضويت تماس با ما درباره ما
 
سَلَامٌ عَلَى إِلْ يَاسِينَ
سلام بر آل ياسين
 
صفحه‌اصلي نشريه كتابخانه باشگاه محققان
  

تعداد بازديد : 97462
كاربران آنلاين : 71




  
پيشنهاد به دوستان نظر شما چاپ

یک گزارش زنده و مستند

تعداد بازديد: 236

شب قبل از زلزله بزرگ و وحشت انگیز بم که به کشته شدن بیش از هزار نفر از مردم و زخمی و آواره و بی­خانمان شدن ده­ها هزار نفر منجر شد و شهر تاریخی بم را به کلی ویران کرد، او طی ملاقاتی که حاضران آن حدود دویست نفر بودند، به چند نکته اشاره کرد که در ارتباط با موضوع زلزله بود. از جمله:
« خداوندی که در یک  لحظه هزاران نفر را نابود کرده است [اشاره به وقایعی از زمانهای کهن] همان خداوندیست که بی­نهایت بخشنده و مهربان است. این همان خدایی است که تمام یک قوم را در یک آن نابود کرده است ... در نظرخداوند، مرگ، تولد است... امشب می­خواهم کمی شما را بترسانم و هشدار دهم... در این حرف­ها زلزله هست. اگر لازم باشد خداوند زلزله­ای قدرتمند ایجاد می­کند. کنترل زلزله دست خودش است و هرچقدر بخواهد زیاد می­کند و خانه­ها را ویران می­کند. حتی اگر ساختمان­ها  از فولاد هم باشند این اتفاق می­افتد. وقتی [ زلزله ] بیاید اگر پایه­هایی هم زیر زمین بزنند این پایه­ها هم نمی­توانند ساختمان­ها را نگه دارند».

در طول این  قسمت از صحبتها او به موارد دیگری هم اشاره کرد؛ از جمله كشته شدن چند هزار نفر در زمان حضرت موسي(ع) [ بر اثر لرزش زمین و باز شدن آن ] و نیز از میان رفتن یک شهر در زمانهای قدیم.

در واقع چند دقیقه بعد از این صحبت، اولین زلزله در بم اتفاق افتاد[ یعنی ساعت­های پایانی پنج شنبه شب] اما این زلزله تلفاتی نداشت. تا صبح، چند بار دیگر در بم زلزله آمد اما زلزله اصلی در ساعت 5:28 بامداد جمعه [ چند ساعت بعد از آن ملاقات ] اتفاق افتاد که اکثر خانه­ های شهر بم را ویران و شهر بم را به یک مخروبه تبدیل کرد.

اخبار مربوط به زلزله، پیش از ظهر جمعه[ چند ساعت بعد از وقوع]  بصورت خبر فوری در تلویزیون اعلام شد. پنج شنبه شب[ شب قبل از زلزله] بعد از پایان جلسه، او از یکی ازهمراهان سؤا ل کرده بود که آیا چیزهایی را که صبح[ صبح 5 شنبه ] به او گفته است بخاطر دارد و ایشان هم جواب مثبت داده بود. موضوع از این قرار بود که او صبحِ پنج شنبه [یک روز قبل از زلزله بم] با ایشان [یکی از همراهان] تماسی تلفنی داشته است و درآن تماس تلفنی با تأکید به زلزله اشاره می­کند[ نقل قول از زبان این همراه] : « او پنج شنبه صبح  ساعت حدود هفت با من تماس گرفت و پرسید« بیداری؟ » و سپس ابتدای سورۀ زلزال [ سوره­ای که موضوع اصلی آن زلزله است] راخواند و بعد سکوت کرد. این تماس، عجیب و بی سابقه بود چون او حرفی نمی­زد و عموماً سکوت کرده بود فقط اولش به اذا زلزلت الارض [ آنگاه که زمین لرزانده شود به سخت­ترین لرزه هایش] اشاره کرد. من منتظر بودم چیزی بگوید، فقط گاهی می­گفت: « بیداری؟» و جمله کوتاه دیگری به اینکه ساعت را دقیقاً یادداشت کنم. در همان فاصله زمانی[ یعنی دو سه دقیقه بعد از ابتدای تماس او و اعلام آیۀ اذا زلزلت الارض تا زمان قطع تماس در ساعت هفت و بیست و پنج دقیقه] دو زلزله درنزدیکی تهران اتفاق افتاد که همۀ مردم متوجه آن نشدند. بعد از اولین زلزله [که چند دقیقه بعد از خواندن آیه بود] و یک دقیقه قبل از پایان تماس، او گفت: « یک دقیقه دیگر تمام می­شود». من پرسیدم چه چیزی قرار است تمام شود؟ من چکار باید بکنم؟ اما او جوابی نداد. یک دقیقه بعد، دومین زلزله که قدرتش از زلزله اول هم بیشتر بود، اتفاق افتاد. بعد از آن، تماس ما بدون توضیح خاصی قطع شد.[ این دو زلزله هم تلفاتی نداشتند.] 

چندین نفر دیگر گزارش­هایی را دربارۀ روزهای قبل از زلزله و در ارتباط با همین موضوع گزارش کرده­اند، که به آنچه تا اینجا گفته شد کفایت می­کنیم.


  دانلود        
  موارد مرتبط