سؤال كليد تفكر است
تعداد بازديد: 128
سؤال كليد تفكر است و تفكر كليديست از كليدهاي دانايي.
پس سؤال كن تا بداني و به خوبي بپرس تا به خوبي پاسخ بگيري.
*براي آن كه مي خواهد در تفكر تبحر يابد ابتدا اين تمرينات را توصيه مي كنم: سؤال سازي در انواع تفكر
تجزيه و تركيب سؤالات و يافتن سؤالات برآيندي
دسته بندي و طبقه بندي سؤالات
يافتن سؤالات كليدي كه مهمترين و راهگشاترين سؤالات اند
تبديل موانع و مشكلات به سؤالات
سؤالات متناسب با شرايط زماني و مكاني
تغيير شكل مسائل و بيان آن به شكلهاي ديگر
سؤال سازي نزولي و تصاعدي
(...)
*براي عبور از يك مسئله بايد از درهاي باز يا بازشدني آن وارد شد والا عبور ميسر نيست.
*گفته اند سؤال نيمي از دانستن است. لكن همه سؤالات از جنس كلمات نيستند و امكان بروز آنها تنها اين نيست.
*براي به كنترل درآوردن بشناس و براي دانستن بپرس.
* انواع روشهاي تفكر روش هاي گوناگوني براي طرح سئوال اند پس با آموختن طرق سئوال كردن ، انواع روش تفكر را آموخته ايد .
*بعضي سئوالات را دور بينداز و بعضي را نزديك بينداز و اندكي را نگه دار و به جايي نينداز .
*در برخورد با موضوعات سئوال برانگيز سئوال كنيد. در اين هنگام هر سئوالي را نپرسيد بلكه موثرترين و راهبردي ترين سئوالات را مطرح كنيد. تاريكي هايي را روشن كنيد كه ضروريست و الا تاريكي كم نيست. ابهامات و موانعي را به سوال تبديل كنيد كه پيش روي شماست و حركت هماهنگ شما را متوقف ساخته . به سئوالاتي بپردازيد كه براي عبور كردن كليدي است زيرا سئوالات فراوانند چون ناشناخته ها نامحدوداند .
*نشانه متفكر زياد پرسيدن نيست ، خوب پرسيدن است و از اولين علائم خوبي ، هماهنگي است .
*بيش از حد ظرفيت پاسخگويي، خود را با سئوالات زيادي درگير نكنيد. مبارزي كه با حريفاني بيش از حد توانش جدال مي كند، چاره اي جز شكست ندارد.
*تفكر يكي از روش هاي پاسخ دادن به سئوالات است. بعضي از سئوالات خود جواب اند و بعضي از جواب ها تنها از طرق غير مستقيم عرضه شدني اند .
*سئوالات زيادي در ارتباط با شما و ارتباط شما با جهان وجود دارد كه پرداختن به همه آنها در زندگي بسيار بعيد است پس مهمترين سئوالات را بيابيد و براي يافتن پاسخ آنها تلاش كنيد .
*هر سئوالي كه اول پرسيده شد الزاماً اول پاسخ نمي گيرد حتي بعضي از سئوالات بي آنكه طرح شوند پاسخ مي يابند .
*فرض كن در غاري هستي و مي خواهي از آن خارج شوي . چنيدين دالان تاريك وجود دارد كه يكي از آنها ، به بيرون راه دارد. بعضي به پایين كوه و زير زمين و بعضي به بالاي كوه و نواحي ديگر راه دارند . براي خروج از غار بايد از آن يك دالان رفت. رفتن از دالانهاي ديگر رسيدن به نتيجه ديگري غير از قصد تو است. پس سئوالي بپرس كه به هدف بزند و نه چيزهاي ديگر . بيهوده پرسيدن بدتر از نپرسيدن است .
*اگر با يك سئوال به نتيجه نرسيدي شايد با چند سئوال به نتيجه برسي عكس اين هم مي تواند درست باشد . همچنين اگر با يك شكل پرسيدن جواب نمي آيد شايد با تغيير شكل آن پاسخ حاصل شود .
*حركت ات را از جايي شروع كن كه ديگران تمام كرده اند و در تفكر به آنچه كاملاً روشن است نپرداز .
*همانطور كه يك حركت بزرگ از هزار حركت كوچك و پراكنده بهتر است يك سئوال بزرگ نيز بر سئوالات جزئي و آشفته ارجح است.
*وقتي به جواب مي رسي كه سئوال به تو رسيده باشد نه رسانده باشند زيرا هر سئوالي از امكان وجوديِ يافتن جواب برخوردار است.
*سئوال را از همان جايي بياور كه نمي داني . چيزي را بپرس كه نمي داني و لازم است بداني و اگر نداني از زندگي ات كاسته مي شود .
...
"برگرفته از مکتوبات"